روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٠٣
پهلوى برعهده گرفت. چندى هم مأمور استاندارى آذربايجان غربى شد.
او در مهر ١٣٢٠ در نخستين جلسه مؤسسان حزب توده شركت كرد اما هنوز جلسه پايان نيافته بود آن را ترك گفت و ديگر در جلسات حزب توده شركت نكرد. او در بهمن ١٣٢١ پس از حدود دو دهه دورى از مقام وزارت، وزارت بهدارى را پذيرفت. وزارت دارايى، بازرگانى و پيشه و هنر، دادگسترى، راه و كشور، مناصب متعددى در كابينههاى مختلف است كه برخى از آنها را چند بار برعهده گرفت. در روز ترور رزمآرا لايحه اعلام حكومت نظامى را در تهران تهيه كرده بود كه شاه چندان از آن استقبال ننمود و اردلان نيز بركنار شد. در دوران نخستوزيرى مصدق سمتى بدو واگذار نشد تا اينكه در بهمن ١٣٣٢ از سنندج به مجلس شوراى ملى راه يافت. در دوره نوزدهم مجلس نيز همين سمت را حفظ كرد. پس از آن در ١٣٣٧ ش سفير كبير ايران در عراق شد و حدود ٢ سال در بغداد ماند. آنگاه بار ديگر استاندارى آذربايجان شرقى را پذيرفت. اما در تبريز بيش از چند ماهى نماند و دوره ديگرى از فترت شغلى او آغاز شد. از اين پس با كمك چند تن ديگر كميته نجات ملى را تشكيل داد كه از اجراى قانون و اصلاحات و حكومت مستقل و ملى دفاع مىكرد.
اردلان در مهر ١٣٥٥ به عنوان سناتور انتخابى اروميه به مجلس سنا هم راه يافت و يك روز پيش از پيروزى انقلاب اسلامى از سمت خود در آن مجلس استعفا كرد. چندى در بازداشت بود تا در خرداد ١٣٥٨ آزاد شد.
چند سالى را به انزوا گذرانده، در ١٣٦٦ ش درگذشت. (محبوبى اردكانى، چهل سال تاريخ ايران، ج ٢، صص ٥٨٧ و ٥٨٨؛ «حاجى عز الممالك (ميرزا امان اللّه اردلان)»؛ ...، صص ٤- ١؛ عادلفر، «اردلان، امان اللّه»، صص ٣٨٣ تا ٣٨٩).
______________________________
(٦). زين العابدين خان مستوفى در ١٢٩١ ق در
تهران به دنيا آمد. او فرزند ميرزا محمود وزير و از نوادگان ميرزا نصر اللّه
گركانى بود. وى از خانواده مستوفيها، و برادرزاده عبد اللّه مستوفى نويسنده كتاب
سه جلدى شرح حال زندگانى من، است. او تحصيلاتش را در مدارس جديد به انجام رسانده،
زبان فرانسه را هم آموخت. افزون بر اين به علم سياق تسلط كافى يافت و از حساب جديد
هم بهره داشت. پس از مرگ پدرش به استخدام وزارت ماليه (دارايى) درآمده، چندى بعد
رياست دفتر محاسبات مركزى آن را به عهده گرفت. از جمله اقدامات مهم و شايسته وى
تشكيل «دفتر وظايف» در وزارتخانه ماليه بود كه خود نيز مديركل آن شد. از ديگر
مشاغل اوست:
مدعى العمومى ديوان محاكمات و عضويت در كميسيونى در وزارت ماليه كه با شركت دكتر مصدق و عبد اللّه مستوفى براى تصويب اعتبارات تشكيل شده بود. (دفتر ادبيات انقلاب اسلامى، آرشيو؛ مستوفى، شرح زندگانى من يا ...، ج ٣- ١، صفحات متعدد).
(٧). روزنامه شفق سرخ، شم ٤٢، ص ٢.
(٨). همانجا.
(٩). روزنامه اتحاد، شم ١٩٥، ص ٢.
(١٠). روزنامه ايران، شم ١١٦٦، ص ٢.
(١١). همان، شم ١١٦٧، ص ١.
(١٢). روزنامه اتحاد، شم ١٩٤، ص ٢.
(١٣). پورشالچى، قزاق: عصر رضا شاه ...، ص ٨٢١.
(١٤). اسناد وزارت امور خارجه، ١٤- ٣- ١٤- ١٣٠١.