فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٢٥ - * هفتم - ديه سقط جنين *
و در ذمّه اسلام- باشند بنابر أقرب ديه او هم يك دهم ديه پدرش است.
٢٥٥- در اسقاط جنينى كه روح در آن حلول نكرده كفّاره قتل بر جانى واجب نيست، و ديه كامله و كفّاره اسقاط جنين داراى روح هم وقتى واجب است كه جانى عالم به زنده بودن جنين باشد و لو به اينكه دو شاهد عادل از اهل خبره شهادت دهند بر اينكه جنين صاحب روح شده است، و اعتبارى به حركت جنين در شكم مادرش نيست؛ مگر آنكه بدانند حركت از خود كودك است، و با علم به زنده بودن جنين كفاره و خونبها ير مباشر در جنايت واجب مىشود. ٢٥٦- هرگاه كسى، شخصى را كه در حال جماع هست بترساند و او نطفه را خارج فرج بريزد، ترس دهنده بايد ده دينار به او بدهد، و اگر شخصى آزاد بدون اذن زنش نطفه را عزل كند- يعنى بيرون فرج او بريزد- گفته شده بر او لازم است ده دينار بدهد؛ ولى اظهر آن است كه ديه واجب نيست و اما عزل از كنيز پس جائز است و ديه ندارد هرچند مكروه است.
٢٥٧- اگر كسى زن ذمى را كه حامله است بزند و بعد آن زن اسلام بياورد و بر اثر آن ضرب بچه سقط كند جانى بايد ديه جنين مسلم را بپردازد؛ ولى اگر كسى زنى را كه كافر حربى است بزند و آن زن اسلام بياورد و بعد بچه سقط كند، جانى ضامن نيست و ديه بر او واجب نيست.
٢٥٨- ديه جنين را وارث مالِ او با مراعات الاقرب فالاقرب ارث مىبرد يعنى با فرض بودن خويشاوندان نزديكتر ارث مزبور به خويشاوندان ديگر نمىرسد.
٢٥٩- اگر كسى زن حاملهاى را از روى خطا بزند و آن بچه سقط كند و ولىّ دم مدَّعى باشد كه آن جنين زنده بوده و جانى منكر زنده بودن جنين باشد، قول جانى با اداء سوگند مقدم است؛ اما اگر جانى به زنده بودن جنين اعتراف كند، عاقله او به مقدار ديه جنين مرده و خود جانى مازاد آن را تا سرحد اكمال ديه ضامن است، و چنانچه هر دو بر گفتار خويش بيّنه بياورند، بيّنه ولىّدم مقدم است، و اگر جانى اعتراف كندكه جنين زنده متولّد شده؛ لكن مدَّعى باشد كه مرگ او به سبب ديگر بوده، چنانچه زمان ميان تولّد و مرگ