فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٢٧ - * پنجم - كيفيت استيفاء قصاص نفس *
قاتل نمىتواند پيش از قصاص شدنش، قصاص آن ضربت را از او بگيرد؛ ولى اگر ولىّدم با وسيله غير مجاز مثلًا با سنگ يا چوب به او ضربت زده، جائز است قصاص ضربت را از ضارب بگيرد و سپس قصاص شود و جائز است هر دو يكديگر را ببخشند.
١٨٤- كسى كه دستش به ظلم قطع شده، جانى را عفو كند و جانى بعداً او را به قتل برساند، ولىّ مقتول مىتواند او را قصاص كند و بنابر اشبه لازم نيست پيش از قصاص ديه يك دست او را به او بدهد و همچنين اگر مرد سالمى كسى را كه قبلًا دستش بريده شده به قتل برساند، قصاص مىشود بدون اينكه قبلًا ديه يك دست را به او بدهد؛ و اگر كسى كف دست ديگرى را كه انگشت ندارد يا بعضى انگشتان را دارد قطع كند، مجنى عليه مىتواند بدون پرداخت ديه انگشتان جانى، كف داراى انگشت وى را قطع كند.
١٨٥- اگر كسى در خارج حرم مرتكب جنايت شود و بعد به حرم پناه ببرد در حرم قصاص نمىشود؛ و لكن در خوراك و آب به او تنگ مىگيرند تا مجبور شود از حرم بيرون آيد و آن وقت قصاص مىشود، و اگر در حرم مرتكب جنايت شود در حرم قصاص مىشود.
١٨٦- اگر ورّاث مجنى عليه مجاناً از قصاص جانى بگذرند، هيچكدام استحقاق دريافت ديه نخواهند داشت چه خود جانى به عفو راضى باشد يا نه؛ اما اگر ورّاث بگويند مثلًا تا يك ماه يا تا يك سال از قصاص او گذشتيم، پس از گذشت آن مدت حق قصاص دارند، و اگر بگويند از نصف بدن و يا از پاى او گذشتيم، چنانچه منظورشان كنايه آوردن از نكشتن جانى باشد، عفو او صحيح و قصاص ساقط است وگرنه در سقوط قصاص اشكال بلكه منع است و اگر بگويند از همه اعضاء او غير از پايش گذشتيم، نه قصاص ساقط مىشود و نه مىتوانند پايش را قطع كند.
١٨٧- اگر ورّاث به جانى بگويند: به شرطى كه ديه بپردازى تو را عفو مىكنيم و جانى هم به اين شرط راضى شود بر او واجب است ديه مقتول را بپردازد.
١٨٨- اگر عاقله قاتل را ابراء كند قاتل ابراء نمىشود زيرا اين ابراء از كسى مىباشد كه حق ابراء كردن ندارد.