فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٥٩ - سوم - حد ارتداد
معتنابه خود يا مؤمن ديگرى در خطر بيفتد و كسى كه ظاهر اسلام را داشته باشد و در عين حال بگويد من نمىدانم محمد بن عبد اللَّه صلى الله عليه و آله پيغمبر است يا نه كشتن او واجب است و در اجراء حكم مذكور نيازى به اجازه حاكم شرع نيست؛ ولى اگر نتواند در محكمه شرعى آن را اثبات كند مطابق موازين قضائى با او رفتار مىشود.
٢٤٤- كسى كه ادعاء پيغمبرى نمايد و كسى كه ادعاء او را تصديقنمايد حدّ او كشتن است.
٢٤٥- اگر ساحر توبه نكند چنانچه مسلمان باشد بايد كشته شود و اگر كافر باشد تأديب مىگردد، و ارتكاب عمل سحر به دو طريق ثابت مىشود:
الف- به إقرار خود او، و احتياطاً إقرار بايد دوبار باشد.
ب- از طريق شهادت دو شاهد عادل، و اگر كسى سحر را ياد بگيرد به منظور ابطال سحر مدَّعى نبوت نه تنها جائز است بلكه چه بسا واجب است.
٢٤٦- هر گناهى كه در آن تعزير است و جنبه حقاللَّه دارد چنانچه اثباتش با إقرار مرتكب باشد، احوط و اولى آن است كه إقرار دو نوبت باشد.
٢٤٧- مسلمانى كه واجبى را ترك كند، يا حرامى كه از كباير است مرتكب شود امام عليه السلام و نائب ايشان مىتوانند وى را تعزير كنند، و تعزير حتماً بايد كمتر از حد باشد و مقدار و چگونگى آن بستگى به نظر حاكم دارد، و أحوط آن است كه حاكم در هر موردى كه از ناحيه شرع دليل بر اندازه تعزيرش نرسيده، تعزير از اقل حدود تجاوز نكند.
٢٤٨- ظاهراً مقدار تعزير و تأديب كودك بستگى به نظر حاكم و ولى كودك دارد، چون گاهى مصلحت اقتضاء مىكند كه كمتر از ده ضربه بزند و گاهى اقتضا مىكند بيشتر از ده ضربه بزند، و احتياط آن است كودك را كمتر از تعزير افراد بالغ بزند و احوط آن است كه به شش و يا پنج شلاق اكتفاء كند.
٢٤٩- كسى كه محكوم به حدّ يا تعزير شده نبايد بيش از مقدار معيّن شده مجازات شود، و نيز نبايد آبرو و مال او يا منسوبين او مورد تعدى قرار گيرند بلكه در صورت