فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٣٦ - دوم - جنايت برحيوان غير قابل تذكيه
نام قريهاى است در يمن- و غير سلوقى نيست.
٣٠٥- اگر شخصى، سگ گله كسى را تلف كند بايد بيست درهم نقره سكهدار، يا يك قوچ به صاحبش بپردازد، و احوط آن است كه از آن دو- يعنى قوچ يا بيست درهم- هركدام كه بيشتر بود آن را بدهد.
٣٠٦- اگر شخصى، سگ نگهبان قلعه كسى را تلف كند احتياط آن است كه بيست درهم نقره سكهدار به صاحبش بپردازد.
٣٠٧- اگر شخصى، سگ زراعت كسى را تلف كند، بنابر شهرتى كه حكايت شده يكى قفيز گندم- كه ده صاع است، و در روايتى آمده كه يك جريب گندم- به صاحبش بپردازد، و اين احوط است.
٣٠٨- مقدار ديهاى كه براى از بين بردن سگها بيان شد- كه يا چهل درهم است و يا بيست درهم و يا چيز ديگر- مقدارى است كه شارع مقدّس تعيين فرموده، نه اينكه قيمت سگهاى نامبرده در زمان صدور حكم اين مقدار بوده باشد، بنابر اين ديه همين مقدارى است كه شارع مقدّس معلوم كرده، هرچند قيمت آن در زمانهاى ديگر و مكانهاى ديگر بيشتر يا كمتر باشد.
٣٠٩- اگر كسى بر سگى كه ديهاى مقدّر دارد، جنايتى وارد آورد ظاهراً ضامن آن است؛ لكن بايد نخست آن سگ را بدون عيب و با عيب قيمت كنند و نسبت ناقص و كامل را به دست آورند، آنگاه به همان نسبت ديه را از جانى بگيرند، مثلًا اگر فرض شود كه قيمت سگ قبل از ناقص شدن صد دينار بوده و فعلًا كه معيوب شده نود دينار قيمت دارد، بايد نسبت اين دو قيمت را كه ده درصد است از ديهاى كه شرع براى تلف كردن سگ معين كرده است عشر را مىگيرند.
٣١٠- اگر سگى را غاصبى از صاحبش غصب كند، و سپس آن را از بين ببرد چيزى به جز همان ديه تعيين شده بر عهده او نمىآيد، و اينكه كسى احتمال دهد واجب باشد بر غاصب بين ديه شرعى و قيمت به نرخ روز و هركدام بيشتر بود آن را به صاحبش بدهد، احتمالى است غير وجيه و بدون دليل؛ و اما اگر حيوان در تحت يد غاصب و به ضمان