فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٣٤ - اول - جنايت بر حيوان قابل تذكيه
عهدهاش آمده مطالبه كنند و اگر بعد از تمام شدن سال از دنيا رفته باشد تعهدش از بين نمىرود و ساقط نمىشود بلكه در تركه او ثابت است؛ امّا اگر در بين سال از دنيا برود به تركه او تعلق مىگيرد و فرقى با فرض قبلى ندارد.
٢٩٥- اگر جانى عاقلهاى به غير امام عليه السلام نداشته باشد، يا اگر تهى دست است، بنابر اظهر خونبهاى جنايت او با امام عليه السلام است نه بر قاتل.
٢٩٦- قبلًا بيان شد كه ديه قتل عمد و قتل شبه عمد در مال جانى است؛ لكن اگر جانى فرار كند و دست كسى به او نرسد، اگر مال داشته باشد از مال او برمىدارند و اگر نداشته باشد از نزديكترين نزديكان او گرفته مىشود و اگر اصلًا قرابتى ندارد از امام عليه السلام گرفته مىشود، و به هيچ وجه خون يك مسلمان بدون خونبها زمين نمىماند.
٢٩٧- اگر فرد ذمى تيرى به سوى شكارى بيندازد و مسلمان شود و اتفاقاً تير به مسلمانى اصابت كند و او را بكشد، چون انداختن تير در حال ذمى بودن و اصابت آن در هنگام مسلمان بودنش بوده، بايد ديه قتل بر خود اوست نه بر عاقله او، و هم چنين است اگر مسلمان تيرى به شكارى بيندازد و مرتد شود و اتفاقاً تير مسلمانى را بكشد.
جنايت بر حيوان:
٢٩٨- جنايت به اعتبار مجنّى عليه، دو قسم است: ١- جنايت برحيوان قابل تذكيه، ٢- جنايت برحيوان غير قابل تذكيه.
اول- جنايت بر حيوان قابل تذكيه:
١- جنايت بر هر حيوانى كه قابل تذكيه است- اعم از حلال گوشت و حرام گوشت- دو صورت تصور دارد:
الف- اگر جانى حيوان قابل تذكيه شخصى را با ذبح و تذكيه تلف نمايد، در اين صورت صاحب حيوان مىتواند تفاوت قيمت زنده و مرده حيوانش را مطالبه نمايد و يا از حيوان ذبح شده صرف نظر نموده و قيمت همه حيوان را مطالبه كند؛ و چنانچه جانى قيمت حيوان مذكّى را بدهد، مالك آن حيوان مىشود.