فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٢ - پنجم - عدالت
ذمّه دولت اسلامى هستند، اگر در دين خود عادل باشند شهادتشان در خصوص وصيّت به مال پذيرفته است به شرط كسى از عدول مؤمنين نزد موصى حاضر نباشد تا وصيّتش را شهادت بدهد، خواه آن مؤمنموصى در غربت باشد يا در وطن.
٧- مؤمن فاسق در اين خصوص به فرد ذمّى مذكور ملحق نمىشود، و شهادتش اعتبار ندارد، ولى فرد غير دوازده امامى يعنى سنّى كه در دين خود عادل است بعيد نيست در اين خصوص ملحق به ذمى باشد.
٨- شهادت غير مؤمن از هر ملّتى باشند با شرائطى كه براى شهود قائلند در حق هم كيشهاى خود شان- به قاعده الزام- قبول مىباشد.
پنجم- عدالت:
٩- همان طورى كه در جلد اول، صفحه ٢٠، فقره (٢٥) ذكر گرديده است عدالت عبارت است از استقامت در جادّه شرع، يعنى عادل كسى است كه در عقيده و اخلاق و عمل كارهايى را كه بر او واجب است بجا آورد، و كارهايى را كه بر او حرام است ترك نمايد، هرچند خوب است عدالت را وجود ملكه رادعه از معصيت خداى تعالى بدانيم.
١٠- شهادت فاسق يعنى كسى كه مرتكب گناه كبيره مىشود، يا در گناه صغيره اصرار و تكرار دارد قبول نيست، بلكه احوط آن است كه مرتكب گناه صغيره بدون اصرار هم هنگام اداء شهادت استغفار و توبه نمايد.[١]
[١] - بسيارى از گناهانى كه باعث سقوط عدالت مىباشند، در جلد اوّل، بخش« اجتهاد و تقليد»، پاورقى فقره( ٢٧) ذكر گرديدهاند، و نيز ارتكاب كسب و تجارت حرام كه در جلد پنجم، بخش« كسب و تجارت به لحاظ حكم تكليفى»، ضمن تيتر كسب و تجارت حرام( مكاسب محرّمه غير مختصّه) بيان شدهاند باعث سقوط عدالت هستند كه از آنجمله است بازى با شطرنج هرچند فقط براى سرگرمى و بدون برد و باخت باشد، و شرب مسكر وشرب فقاع و شرب آب انگورى كه خود بخود يا به واسطه آتش به غليان افتاده باشد، و آواز خواندن كه مناسب مجالس لهو است، و شعر در هجاء مؤمن، و شعر دروغ بافى، و شعر/)
(/ در محاسن زنان مؤمن، و حسد و بغض مؤمن، و تظاهر حسد و بغض مؤمن، و پوشيدن مرد، لباس ابريشم در غير در حال ناچارى و جنگ، كسى كه مرتكب يكى از آن گناهان باشد شهادتش قبول نمىباشد.