فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٩٠ - سوم - جانى منضم به مباشرت حيوانى باشد
بودن يا درندگىاش بىخبر است بيندازد، به قصدى كه آن شخص دَريده و كشته شود، قتل عمد مىباشد و قصاص دارد؛ بلكه اگر در اين فرض اخير قصد قتل او را هم نكرده باشد، ظاهراً قتل عمد و موجب قصاص مىباشد.
٤٢- اگر دست و پاى كسى را ببندد و در بيابانى كه محلّ درندگان است بيندازد در اين صورت اگر بداند درندگان در اطراف او رفت و آمد مىكنند بدون اشكال قتل او عمدى است؛ بلكه در صورتى كه نداند ولى احتمال دهد و به همين اميد او را در آنجا بيندازد قتل عمدى است؛ بلى در صورتى كه يقين يا اطمينان دارد كه درندگان اطراف او رفت و آمد ندارند ولى تصادفاً چنين شد و او را پاره كردند قتل عمدى نيست ولى ظاهراً ديهاش را بايد بپردازد.
٤٣- اگر كسى را به طرف درندهاى هل دهد و درنده او را زخمى كند و بعداً زخم سرايت نمايد و او را بكشد قتل عمدى است و قصاص دارد.
٤٤- اگر دهان مار سمى را به بدن كسى نزديك كند يا مار را بر روى كسى بيندازد و مار او را بگزد و بكشد قتل عمدى است و قصاص دارد، و همچنين اگر كسى را با مارى در جاى تنگى زندانى كند بطورى كه آن شخص راهى براى فرار از مار نداشته باشد و يا اگر جا تنگ نيست و فضا آزاد است و راه گريز دارد ولى آن شخص به خاطر بيمارى، خردسالى، سالخوردگى و به علت ديگرى قادر بر فرار نباشد قتل عمدى است و جانى قصاص مىشود.
٤٥- اگر كسى سگ گيرنده داشته باشد كه غالباً هر كسى را ببيند گاز مىگيرد، آن را به طرف كسى تحريض نمايد و سگ او را بگيرد و بكشد مرتكب قتل عمدى شده و قصاص دارد، و همچنين است اگر سگ معمولى و غيرگيرنده باشد و به قصد كشتن كسى به طرفش تحريض نمايد و يا سگى را كه نمىداند گيرنده است يا نه به اميد كشتن به طرف او تحريض نمايد و اتفاقاً سگ او را بكشد قصاص دارد.
٤٦- اگر شخصى كسى را زخمى كند و گزندهاى هم او را بگزد و هر دو زخم سبب مرگ او شوند قصاص دارد، و در صورتى كه ولىّ مقتول او را قصاص كند بايد نصف