فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٠١ - دوم - بينه
جارى مىشود، نه بر زن، هرچند كه مرد بگويد آن زن خودش مايل به اين كار بود، و همچنين است اگر زنى چهار نوبت اعتراف كند فلان مرد با من زنا كرد و خود من نيز تمايل داشتم حدّ تنها بر زن جارى مىشود نه بر مرد، و اگر مردى ادعاء كند من فلان زن را وطى كردم و چهار بار اين ادعائش را تكرار كند ولى اعتراف به زنا نكند، حدّ بر او ثابت نمىشود، هر چند كه ثابت شود آن زن همسر حليله او نبوده، و اگر در همين فرض ادعاء كند كه آن زن همسر من بود، ولى زن هم منكر وطى و هم منكر زوجيّت با او شود نه حدّى بر آن مرد ثابت مىشود و نه پرداخت مهرى بر اوست.
٢٨- اگر زن ادعاء كند كه اين مرد مرا تهديد كرد و به اكراه وادار به زنايم نمود و يا خود را شبيه شوهر من كرد حدّى بر هيچكدام ثابت نمىشود.
دوم- بيّنه:
٢٩- يكى از راههاى اثبات زنا بيّنه است.
٣٠- احكام مربوط به اين شرط در حدّ زنا همان احكامى است كه مربوط به اين شرط در «مشتركات مربوط به بخشهاى رفتار حكومتى ولىّامر» همين جلد صفحه ٦٧، فقره (٢٨ و ٢٩) بيان شده.
٣١- شهود- همان طورى كه در شهادات بيان شده- در خصوص زنا شرط است كه شهود چهار نفر مرد يا سه مرد و دو زن يا دو مرد و چهار زن باشند؛ و شهادت زنان به تنهايى و حتى شهادت يك مرد و شش زن پذيرفته نيست، و نيز با شهادت دو مرد و چهار زن زنائى كه حدّش سنگسار است ثابت نمىشود؛ و اگر شهود كمتر از تعداد مذكور باشند شهادت آنها هيچ حدّى از حدود زنا را ثابت نمىكنند بلكه خود شهود بايد حد افتراء بخورند.
٣٢- شهادت شهود بر ارتكاب زنا، بايد از روى حس و مشاهده باشد، نظير تصريح بر اينكه ما ديديم كه آلت اين مرد آنطور كه ميل در سرمه دان مىرود به داخل فرج اين زن مىرفت و بيرون مىآمد، يا شهادت به رؤيت افعالى كه در خارج ملازم آن دخول وخروج باشد، بدون اينكه بين آن دو عقد ازدواجى بسته شده باشد، و يا اين زن زر