فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٢٧ - دوم - دستور ياد نمودن سوگند
ب: قسم خوردن مدَّعى متهم به قتل و خويشان او درجايى كه لوث در كار باشد به توضيحى كه در صفحه ٣٠٩ ضمن تيتر كميّت قسّامه بيان مىشود.
ج: قسم خوردن مدَّعى هرگاه يك گواه داشته باشد، در مرافعاتى كه بر سر مال يا مقصود از آنها مال باشد.
د: قسم خوردن مدَّعى هرگاه مُدَّعىعليه ردّ كند يا از قسم خوردن امتناع نمايد چنانچه مذكور شد.
ه: قسم استظهارى، هرگاه دعوى بر ميّت يا طفل يا ديوانه يا غائب باشد كه مدَّعى در اين صورتها قسم مىخورد جهت اثبات مال خود.
دوم- دستور ياد نمودن سوگند:
١٤٣- سوگند زمانى صحيح واقع مىشود و اثرى بر آن مترتب مىگردد و حقّى را اسقاط يا اثبات مىكند كه به نام مقدس اللّه و يا به يكى از اسماء خاصّه آن حضرت از قبيل رحمان و قديم و يا اوّلى كه قبل از او چيزى نيست اداء گردد، و همچنين سوگند به اوصافى كه هرچند درباره غير خداى تعالى نيز استعمال مىگردد؛ لكن اگر قرينهاى در كار نباشد منصرف به خداى تعالى مىشود نظير رازق و خالق، بلكه اوصافى هم كه مشترك است و انصراف به خداى تعالى ندارد؛ اما اگر با قرينهاى همراه باشد كه آن را مختصّ به خداى تعالى مىكند كافى است، مانند صفت حىّ به ضميمه الذى لا يموت؛ ولى احوط آن است كه به صفات قسم اخير اكتفاء نشود، واحوط از اين آن است كه به غير از نام جلاله (اللّه) اكتفاء نكنند؛ و اما سوگند به غير آنچه گفته شد نظير نام انبياء عظام و اوصياء آنان و كتب آسمانى و اماكن مقدّسه چون كعبه معظّمه و غيره، صحيح نيست.
١٤٤- در اعتبار و لزوم سوگند به نام اللّه فرقى نيست سوگند را مسلمان ياد كند يا كافر، مسلمان او را سوگند بدهد يا كافر و يا مختلف، بلكه در كفار هم فرقى نيست بين آنان كه معتقد به اللّه تعالى باشند، يا منكر وجود او و در سوگند دادن شخص مجوسى هم واجب نيست او را وادار كنند تا بعد از كلمه اللّه بگويد:- خالق نور و ظلمت-، و در