فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١١٨ - ششم - مال مورد دعوى، مال من نمىباشد
١١٢- اگر مُدَّعىعليه از جواب ساكت باشد و سبب آن، آفت گنگى باشد حاكم بايد او را به طريقى عالم گرداند تا جواب او از إقرار و انكار معلوم شود؛ ولى اگر به سبب عناد و عداوت جواب نگويد، بايد او را حبس كند تا جواب مدَّعى رابگويد يا آنكه حكم به نكول او يعنى قسم نخوردن او نمايد و مدَّعى را به قسم خوردن امر كند،- اگر قسم خوردن او ممكن باشد- و بعد حكم به نفع مدَّعى نمايد.
١١٣- اگر مُدَّعىعليه بگويد فعلًا از پاسخ دادن معذورم و از حاكم مهلت بخواهد بايد حاكم به هر مقدار كه صلاح بداند به او مهلت بدهد.
ششم- مال مورد دعوى، مال من نمىباشد:
١١٤- اگر مُدَّعىعليه پاسخ بدهد كه اين مال نه مال من است و نه مال تو؛ بلكه مال اين شخص حاضر است، و شخص حاضر هم او را تصديق كند، در اين صورت شخص حاضر مُدَّعىعليه مىشود، و مدَّعى مىتواند يكى از دو كار را انجام دهد:
الف- عليه مقرّله- آن شخص حاضر- طرح دعوى كند، اگر توانست با موازين قضاء حق خود را ثابت كند كه هيچ و گرنه عليه مُقِرّ طرح دعوى مىكند، زيرا او با إقرار خود باعث ضرر و غرامت وى شدهاست.
ب- از همان اول عليه مُقِرّ طرح دعوى كند، اگر توانست حق خود را ثابت كند غرامت را از مُقِرّ مىستاند- چون فرض اين است كه مال را مقَرٌّله برده- و در عينحالى كه غرامت را از مُقِرّ گرفته مىتواند عليه مقَرٌّله نيز طرح دعوى كند تا عين مال خود را از آن شخص بگيرد، و چنانچه حق خود را ثابت بكند و عين مال را از آن شخص بگيرد بايد غرامت را به مُقِرّ پس بدهد.
١١٥- اگر مُدَّعىعليه در پاسخ مدَّعى بگويد اين مال نه ملك تو است و نه ملك من بلكه ملك فلان شخص است كه غائب است در اين فرض حكم دعوى عليه غائب را پيدا مىكند كه در صفحه ١٠٩ فقره (٨٦) ذكر شده است.
١١٦- اگر مُدَّعىعليه در پاسخ مدَّعى بگويد: مالك اين مال اصلًا معلوم نيست كه