مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٥
ضرورت روحی شبخیزی برای پیغمبر صددرجه بیشتر است از ضرورت غذا خوردن برای ما. همین طور که برای ما عملا اتفاق نمیافتد که ٢٤ ساعت چیزی نخوریم یعنی خودمان به طبع خودمان دنبال غذا میرویم یعنی نیاز بدنی، ما را به سوی این کار میکشاند، پیغمبر اکرم هم ]نیاز روحی، او را به سوی شب خیزی سوق میدهد.[
مگر علی (ع) در عمرش اتفاق افتاد که یک شب نماز شب نخواند؟ میدانیم که در شب نوزدهم رمضان وقتی که رفت بالای مأذنه مسجد کوفه و اذان گفت ـ که خودش احساس میکرد آخرین اذانی است که دارد میگوید ـ رو میکند به سپیده صبح: ای سپیده صبح! تا حالا هیچ وقت شده است ـ از وقتی که علی به این دنیا آمده است ـ که تو طلوع بکنی و چشم علی خواب باشد؟ ولی آیا این برای این بود که بر علی واجب بود، چون واجب بود و اگر چنین نمیکرد گناه کرده بود اجبارآ بیدار میشد؟ علی دیگر نمیتواند علی باشد و سحر، نیمههای شب خواب باشد، خصوصآ که در تعبیر قرآن هم نافِلةً لَک دارد: وَ مِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَک عَسی اَنْ یبْعَثَک رَبُّک مَقامآ مَحْمودآ[١] گو اینکه بعضی خواستهاند کلمه «نافله» را به یک معنی دیگری توجیه کنند.
غرضم این است که این مطلب هم]که نماز شب بر پیغمبر اکرم واجب بود [تازه برای من محل بحث است. همین که خطاب به پیغمبر اکرم بود، کافی بود که گروهی از مسلمین (البته نمیگویم همه مسلمین؛ همه مسلمین در یک سطح نبودند) عینآ عملشان همین عمل بود؛ نه خدا بر آنها واجب کرده بود بلکه گویی خود بر خود واجب کرده بودند یعنی آنچنان ملتزِم به این کار بودند که برای آنها مانند یک امر واجب بود و لهذا قرآن میفرماید: اِنَّ رَبَّک یعْلَمُ اَنَّک تَقومُ اَدْنی مِنْ ثُلُثَی اللَّیلِ پروردگار تو میداند که تو نزدیک به دو ثلث شب را و نصف شب را و ثلث شب را ـیعنی به اختلاف، در این بینهاـ ]برمیخیزی و عبادت میکنی [وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَک تو و گروهی از کسانی که با تو هستند. نمیگوید همه مؤمنین. این دلیل بر این است که این کار بر همه مؤمنین واجب نبوده، اگر واجب میبود پس آیا مؤمنین صدر اسلام غیر از یک گروهی باقی دیگرشان تارک الصلاة بودند؟ این خودش بهترین دلیل است. قرآن هم میفرماید: وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَک.
مقدار شب خیزی
]این توصیه [مخصوصآ با این تقیدی که مسلمین داشتند، با توجه به اینکه نمیتوانستند ]وقت را به طور دقیق معین کنند کار را سخت میکرد.[ آن زمانها ساعت که نبود، با طلوع و غروب ستارگان
[١] . اسراء / ٧٩.