مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٦
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٤٦
آمده که مقصود عصر حضرت حجت است.
اگر ما باشیم و ظاهر لفظ، ]مقصود[ همان دو معنی اول است: قسم به زمانه به طور کلی، یا : قسم به وقت عصر.
حکمت قسم خوردن قرآن به عصر
چرا قرآن قسم به زمانه میخورد؟ چون مردم همیشه به زمان و زمانه بدبیناند. میبینید که همیشه یکی از کارهای بشر فحش دادن به روزگار و زمانه است و این در اسلام نهی شده که انسان زمانه را مسئول بداند و فحش بدهد. روایت معروفی است که شخصی میگوید: خدمت حضرت رضا (ع) بودم و ایشان این موضوع را طرح کردند که مردم، زمانه را مورد ایراد قرار میدهند در حالی که زمان تقصیری ندارد. بعد اشعاری خواندند که میگویند از عبدالمطّلب است. فرمود :
یعیبُ النّاسُ کلُّهُمْ زَمانا فَما لِزَمانِنا عَیبٌ سِوانا
یعنی مردم، زمان را عیب میگیرند ولی زمان عیبی جز ما ندارد؛ اگر زمان عیبی دارد همین ما هستیم.
نَعیبُ زَمانَنا وَ الْعَیبُ فینا وَ لَوْ نَطَقَ الزَّمانُ بِنا هَجانا
یعنی ما زمان خودمان را عیب میگیریم و حال آنکه عیب در ماست نه در زمان، و اگر زمانه زبان داشته باشد ما را مسخره میکند و میگوید بروید دنبال کارتان، خودتان را عیب بگیرید!
فَاِنَّ الذِّئْبَ یتْرُک لَحْمَ ذِئْبٍ وَ یأْکلُ بَعْضُنا بَعْضآ عَیانا
یعنی ما انسانها زمان را عیب میگیریم در صورتی که خودمان از گرگ بدتریم؛ گرگها دیگر خودشان را نمیدرند، گرگ گوسفند را میدرد اما گرگ گرگ را که از ابناء نوع خودش است نمیدرد؛ اما این، انسان است که ابناء نوع خودش را میدرد و انسانْدَر است.
پس قرآن قسم میخورد به زمانه برای اینکه انسان به زمانه بدبین نباشد، در عین اینکه زمانه را با لغت «عصر» یاد میکند که گفتیم به معنی فشار دادن است. سختی وارد کردن زمانه، نقص نیست، بلکه همین سختی وارد کردنهاست که انسان را به کمال میرساند. اگر بخواهیم از دانهای روغنش را بگیریم باید آن را در هاونی بکوبیم. ولی وقتی که کوبیدیم نتیجهاش این است که چیز بهتری از آن عاید میشود؛ یعنی آن جوهر و روغنش را گرفتهایم. سختیها و عصرها و فشارها و آبگیریهای روزگار، یک حقیقت لازم و واجبی است برای زندگی بشر. بشر اگر قدر این بلایا و شداید را بداند از اینها تکامل پیدا میکند و از مرحله ناقصتر به مرحله کاملتر میرسد.