مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣٤
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٣٤
گفت: خدایا بگو آن چیزی که سبب شده که تو مرا دوست بداری چیست تا من آن را افزایش بدهم. جواب آمد:
گفت چون طفلی به پیش والده وقت قهرش دست هم بر وی زده
مضمون اشعار را عرض میکنم: گفت: برای اینکه موسی! تو نسبت به ما مثل بچهای نسبت به مادر (مادر در موقعی بر بچهاش خشم میگیرد و او را میزند و در همان حال باز بچه به همین مادر پناه میبرد) چون تو در موقع لطفِ ما به ما پناه میبری، در موقع قهر ما هم به ما پناه میبری؛ همیشه ما را گم نمیکنی، مقصد تو همیشه ما هستیم؛ غیر از ما کسی را نمیشناسی، مثل همان بچه که اصلا غیر از مادر کسی را نمیشناسد، شکایت از مادر را هم به خود مادر میکند و باز به خود مادر پناه میبرد.
«هاویه» یکی از نامهای جهنم است («هاوی» یعنی سقوطکننده) به اعتباری که انسانِ جهنمی انسان ساقط شونده و سقوطکننده است. همین طور که در آنجا «عیشَةٍ راضِیةٍ» گفته نه «عیشَةٍ مَرْضِیةٍ»، اینجا هم «اُمُّهُ هاوِیةٌ» گفته است نه «اُمُّهُ مَهْوِیةٌ».
خاطرهای از مرحوم آیتالله شاهآبادی
در سال ١٣٥٦ قمری و ١٣١٦ شمسی، سالی که شروع طلبگی ما در قم بود (البته قبلا یکی دو سال در مشهد بودیم)، ذکر خیر مرحوم آقا محمدعلی شاهآبادی تهرانی را زیاد میشنیدیم، چون ایشان سالها در زمان مرحوم آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری در قم بودند و در آنجا درس معارف میگفتند و بسیاری از بزرگان حوزه قم از نظر معارف دستپرورده آن مرد بزرگ بودند؛ همان مرحوم شاهآبادی که در تهران بود و در مسجد جمعه تهران نماز میخواند و یک مرد مجهولالقدری بود. تهران به او به چشم حداکثر یک پیشنماز درجه اول نگاه میکرد، در صورتی که حد و مقام مرحوم شاهآبادی خیلی بزرگتر بود. آنجا ما از کسانی خیلی شنیده بودیم که مرحوم شاهآبادی اینجا بود، چه جور درس میگفت، چه کسانی به درسش میرفتند، و استادهای خودمان[١] را میدیدیم که فوقالعاده نسبت به او احترام میگزارند. حتی میدیدیم به آن اندازهای که در معارف اسلامی برای شاهآبادی احترام قائلند برای حاج شیخ عبدالکریم اینقدر احترام قائل نبودند، بیشتر از او برایش احترام قائل بودند. ما خیلی مشتاق زیارت این مرد بزرگ بودیم.
یکی از خاطراتی که دارم این است: بعد از دو سال یعنی سال ١٣١٨ که از قم به تهران آمدیم تا به مشهد برویم، من با اشتیاق فراوان رفتم مسجد جمعه که شاهآبادی را پیدا کنم و ببینم. آن وقت
[١] . [قاعدتا یكی از آن اساتید، امام خمینی(ره) هستند كه شاگرد معارف الهی مرحوم شاهآبادی بودهاند.]