مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٠
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٢٠
المیزان ـ بگویند به قرینه مطلبی که در این سوگندها بیان شده، این سوره مدنیه است. قسمها قسمهای عجیبی است. میفرماید: وَ الْعادِیاتِ ضَبْحآ سوگند به اسبهای دونده در حالی که نفس نفس میزنند (اسبهای مجاهدان را میگوید)، سوگند به اسبهای سربازان.
فَالْمورِیاتِ قَدْحآ آن اسبها که در روی صخرهها و سنگها حرکت میکنند[١] . اسب، بالخصوص وقتی که نعل به پایش باشد و روی سنگها به شدت به اصطلاح سَرتاز حرکت کند ]به خاطر[ اصطکاکی که نعل اسب با سنگها پیدا میکند جرقه میزند. میفرماید: فَالْمورِیاتِ قَدْحآ همان اسبها که روی این سنگها حرکت میکنند و از زیر سم آنها برقْ جرقه میزند و آتش میافروزد.
فَالْمُغیراتِ صُبْحآ آن اسبهایی که در سپیده دم بر دشمن شبیخون میزنند. (البته اینجا ضمنا اسب سواران را میگوید، وقتی به اسبِ سرباز قسم میخورد این، احترام خود سرباز هم هست.) آنچنان پیشدستی میکنند که هنوز دشمن در اردوگاه خودش تکان نخورده بر سر دشمن وارد میشوند.
فَاَثـَرْنَ بِهِ نَقْعآ. قبلا صحبت از این بود که جرقه برق میافروزند. معلوم است که حرکت اسبها در سنگستان را میگوید. بعد از اینکه میگوید شبانه و صبحانه بر سر دشمن فرود میآیند، میگوید: فَاَثـَرْنَ بِهِ نَقْعآ گرد و خاک را به آسمان بلند میکنند. معلوم است که دشمن روی سنگها اتراق نمیکند، بلکه در دشت اتراق میکند. اینها از راههای دیگری و از سنگستان و کوهستان میروند تا دشمن متوجه نشود و یکمرتبه وارد دشت میشوند و بر سر دشمن فرود میآیند، دشمن هم از جا بلند میشود و حرکت میکند، آنگاه گرد و خاک به آسمان بلند میشود به طوری که چشمها جایی را نمیبینند[٢] .
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعآ خودشان را در همان گرداب جمعیت میاندازند، در قلب دشمن فرو میروند. قرآن چه میخواهد بگوید؟ چرا به اینها قسم میخورد؟ میخواهد بگوید اینها در نزد ما مقدساند، سم اسب سرباز مقدس است، گردی که او بلند میکند مقدس است، آن فرود شبانهای که مثل صاعقه بر سر دشمن وارد میشود و پیش دستی میکند، مقدس است.
شأن نزول
در روایات ما آمده است که شأن نزول این آیات مربوط به غزوهای است که آن را ذات السلاسل میگویند. این غزوه در وقتی بود که دشمن به دنیای اسلام هجوم آورده بود و رسول اکرم چند بار
[١] . آقایانی كه مثل ما دهاتی باشند اگر اسب را دیده باشند [میدانند كه] خودش یك [عالمی دارد.] یكی ازچیزهایی كه من همیشه برای آن ناراحتم این است كه ماشین دارد نسل اسب را برمیاندازد.
[٢] . ز سمّ ستوران در آن پهن دشتزمین شد شش و آسمان گشت هشت