مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥١
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٥١
اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ. ببینید ما چقدر با قرآن مبارزه میکنیم و چقدر بر ضد قرآن سخن میگوییم! قرآن با «خواندن» شروع میشود و میگوید: اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ بخوان به استعانت و استمداد از نام پروردگار آفریدگار. اولین مرحله اجرای این دستور این است که وقتی کتاب مینویسیم (ما کتاب را برای خواندن مینویسیم) ]آن را با نام خدا آغاز کنیم،[ مخصوصا کتابهایی که برای بچهها مینویسیم، کتابهای وزارت آموزش و پرورش[١] . ما وقتی کتاب را جلوی بچهمان باز میکنیم ولو کتاب فیزیک، شیمی، ریاضیات یا تاریخ طبیعی باشد، باید دستور خدا را اجرا کنیم: اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ. به بچه هم بگوییم «بچه جان بخوان به نام پروردگارت!». پس اولِ کتاب «بسم الله الرحمن الرحیم» یا یک «باسمه تعالی» یا لااقل یک «به نام خدا» بگذاریم. چقدر زشت و خنک است که انسان کتابی را باز میکند و در اول آن هیچ اسمی از خدا نمیبیند. معنای آن این است که من «اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ» را قبول ندارم[٢] . سخنرانی میکنیم و در سخنرانیهای خودمان حاضر نیستیم «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوییم. معنایش این است که «اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ» را قبول ندارم.
پس تعلیمات قرآن از خواندن و مبارزه با بیسوادی و ناتوانی در قرائت شروع شده است، اما «بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ» توأم با یاد و نام خدا و توأم با ایمان به خدا.
اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ بخوان ای پیامبر با استعانت از نام پروردگارت که جهان را و هرچه در آن هست آفریده است. اول مسئله جهان مطرح است، ولی چون قرآن کتابی است که برای تعلیم و تربیت انسان آمده، با اینکه خلقت کل عالم را ذکر میکند و انسان هم جزء عالم است، ذکر خاص بعد از عام میکند و انسان را بالخصوص ذکر میکند: خَلَقَ الاِْنْسانَ مِنْ عَلَقٍ. در سوره مؤمنون[٣] میفرماید: ما انسان را از خلاصه و شیره کشیدهای از گِل آفریدیم، بعد او را نطفه قرار دادیم در قرارگاه محکم و استواری، بعد نطفه را به علقه تبدیل کردیم و بعد علقه را به مضغه.
مقصود از «علق»
اغلب، مفسرین گفتهاند مقصود از کلمه «عَلَقه» خونِ بسته است؛ نطفه پس از آنکه در رحم قرار
[١] . البته اخیرا دیدهام در بعضی از آنها هست ولی در همه نیست. [خواننده محترم مستحضر است كه این سخنرانیقبل از پیروزی انقلاب اسلامی و در زمان رژیم پهلوی ایراد شده است.]
[٢] . معنایش همین است؛ هیچ رودربایستی ندارد.
[٣] . آیات ١٢ ـ :١٤ وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طینٍ. ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فی قَرارٍ مَكینٍ. ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةًفَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً...