مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٩ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٦٩
معنی «طَحوْ»
وَ الاَْرْضِ وَ ما طَحیها و سوگند به زمین و آنچه زمین را گسترانید، یا آنچه که زمین را پرتاب کرد. کلمه «طَحْو» و کلمه «دَحْو» در قرآن در مورد زمین به کار برده شده. در جای دیگر فرمود: وَ الاَْرْضَ بَعْدَ ذلِک دَحیها[١] . بعضی ایندو را دو لهجه و دو تلفظ از یک لغت دانستهاند و بعضی گفتهاند اینها دو لغتاند. بعید نیست که ایندو یک لغت و دارای یک معنا باشند. «دَحْو» و «طَحْو» معانی متعددی دارند. یکی از این معانی «گسترانیدن» است. زمین گرچه در ذات خودش کروی است اما نسبت به انسان و از نظر انسان که در روی زمین راه میرود یک بساط گسترده است. معنای دیگر آن «پرتاب کردن» است. عرب به بازی الکدولک میگوید: مِدْحاة بازی[٢] . بعضی میگویند: «وَ الاَْرْضِ وَ ما طَحیها» اشاره به آن است که خدای متعال این زمین را به گردش درآورد؛ یعنی همان طور که شیئی را با یک ضربه به حرکت درمیآورند زمین هم یک شیء چسبیده به شیء دیگر بود، بعد که جدا شد به حرکت درآمد.
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّیها سوگند به جانی (نمیگوید «به جان» بلکه میگوید «به جانی») و آنچه این جان را تعدیل و تکمیل کرد و بیاراست؛ یعنی آنچه این جان لازم دارد به آن داد. خلاصه یعنی قسم به جانِ آدمی. تا اینجا نُه سوگند ذکر شده بود: سوگند به خورشید و سوگند به نورِ اولِ روزش، سوگند به ماه، سوگند به روز، سوگند به شب، سوگند به آسمان، سوگند به ساختمان آسمان، سوگند به زمین و سوگند به آنچه زمین را گسترانید یا به حرکت دورانی درآورد. بعد از همه اینها سوگند میخورد به جان، که مقصود جان آدمی و روح انسان است، و سوگند میخورد به آن قوه و نیرویی که این جان را تعدیل و تکمیل کرد. سوگندهای قبلی سوگند به اموری ـو به قولِ امروز به محیطها و شرایطی ـ بود که خلق شدهاند تا زمینه برای خلق و پیدایش انسان در روی زمین پیدا شود.
الهام عمومی
فَألْهَمَها فُجورَها وَ تَقْویها. بعد از آنکه آن جان را متعادل کرد، تکمیل کرد و بیاراست، فجور و تقوای او را به او الهام کرد؛ یعنی خدا مستقیما به جان انسان یک سلسله الهامات کرده است. هر جانی درجهای از الهام به او شده است. این الهام، عمومی است و اختصاص به پیغمبران یا اولیای خدا ندارد.
حال چه چیزی به نفس انسان الهام شده؟ این که خوبی چیست و بدی چیست. البته قرآن در
[١] . نازعات / ٣٠.
[٢] . در این بازی چوب كوچكی را كه سرش تراشیده و باریك شده با چوب بزرگی پرتاب میكنند و این چوبباید برود و روی حسابی در محل خاصی كه برای آن در نظر گرفتهاند قرار بگیرد.