مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٦ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٣٦
ممتحن بخواهد ممتحَن را کشف کند، بلکه برای اینکه ممتحَن خودش را کشف کند و مطلب بر خودش ثابت شود. در این قِسم، ممتحِن همه شاگردهای خودش را میشناسد و میداند چه کسی شاگرد اول است و چه کسی شاگرد دوم و چه کسی قبول میشود و چه کسی رد میشود، ولی اگر بدون امتحان به شاگردان نمره دهد، میگویند: «تو به ما اجحاف کردی». ممتحِن امتحان میکند تا مطلب بر خود شاگردان روشن شود و حجت بر آنها تمام شود.
امتحان الهی
اما امتحان خدا هیچ یک از این دو قسم نیست. امتحان خدا یعنی انسان را در بوته سختیها قرار دادن برای اینکه خودش به اختیار خودش، خودش را به کمال برساند. این نظیر امتحان عملی است که معلمهای رانندگی از شاگردان خودشان میگیرند که ضمنا میخواهند آنها را تمرین بدهند و تکمیل کنند.
مثال
مثال دیگر ـ که مثال خوبی است ـ این است که در کتابهای حیوانشناسی و روانشناسی که راجع به غرایز حیوانات بحث میکنند میگویند: بعضی از پرندگان بچه خودشان را در بوته آزمایش پرواز قرار میدهند و ضمنا آنها را تمرین میدهند. این پرنده وقتی به حکم غریزه احساس میکند که بچهاش آمادگی پرواز پیدا کرده، او را روی بال خود مینشاند و از آشیانه بیرون میآورد. مقداری که او را برد رهایش میکند. تا رهایش کرد، این بچه میان زمین و آسمان شروع میکند به بال زدنهای نامنظمی. بعد از مدتی که خسته میشود و میخواهد بیفتد، او را میگیرد و مقداری با خودش حرکت میدهد تا خستگیاش رفع شود. بار دیگر او را رها میکند. چند روز این عمل را تکرار میکند و او را تمرین میدهد تا وقتی که مطمئن شود این بچه میتواند از آشیانه بیرون برود و بعد خودش به آشیانه برگردد.
هر نعمتی که خدا به انسان میدهد چنین چیزی است؛ یعنی وظیفهای که انسان در برابر هر نعمت دارد مستلزم تحمل نوعی مشقت و تمرین و تکامل خود است. منتها نعمت احترام و حیثیت یک نوع مشقت به انسان تحمیل میکند و نعمت بینام و نشانی یک نوع مشقت دیگر. امتحان الهی برای کسی که نام و نشان دارد این است که تکبر نکند و خودش را بالاتر و برتر از دیگران نداند؛ یعنی با خود نگوید: «برای این که من عزیز خدا هستم چه دلیلی بالاتر از این که به من چنین شأن و مقام و احترامی در میان مردم داده؟!» خیر، این برای تو یک امتحان بیشتر نیست. از طرف دیگر کسی که بینام و نشان است نباید این را نوعی تحقیر الهی تعبیر کند و بگوید: «ای آقا! ما خدا زده