مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٠ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٧٠
جاندارها مطلقا (انسان و غیر انسان) الّا ما شَذَّ و نَدَرَ[١] ، روزْ مظهر پخش شدن و پراکندگی است و شب مظهر جمع شدن و پنهان شدن است. در روز انسانها و حیوانها از مسکنها و مأواهای خودشان بیرون میآیند و پخش میشوند و شب هر انسانی و هر حیوانی به مسکن و مأوای خودش ]بازمیگردد[. به نظر میرسد که این مسئله تمام شدن روز و آمدن شب و بار دیگر آمدن روز که در اینجا آورده شده تمثیلی است از زندگی دنیا و بعد مردن و در زیر زمین و خانه اصلی پنهان شدن و باز در یک روز بزرگِ کلی دیگر که اسمش قیامت است، پخش شدن و منتشر شدن.
وَ الْقَمَرِ اِذَا اتَّسَقَ. و سوگند به ماه آنگاه که اتّساق نور و اجتماع نور پیدا میکند، یعنی آن وقتی که ماه با نور کامل ظاهر میشود[٢] . در جوابِ این سوگندهای به این مظاهر میفرماید: لَتَرْکبُنَّ طَبَقآ عَنْ طَبَقٍ. البته (با تأکید تمام، یعنی شک بردار و تردید بردار نیست) که شما سوار خواهید شد بر حالی بعد از حالی.
توضیح معنای «طَبَقآ عَنْ طَبَقٍ»
این کلمه «حالی بعد از حالی» درست مطلب را تفهیم نمیکند و باید کمی توضیح بدهم. در اینجا مقصود این است که شما انسانها نشئهها و عالمها و مراحل و منازلی را بعد از این، یکی پس از دیگری طی خواهید کرد. این مراحل و منازل با کلمه «طَبَق» ذکر شده؛ یعنی مراحلی که با یکدیگر متطابق هستند. گاهی منازلی که انسان طی میکند میان آنها هیچ شباهتی وجود ندارد. مثل اینکه انسان با هواپیما اول برود به اروپا و بعد، از آنجا یکمرتبه برود به آفریقا؛ یعنی از میان مردمی با یک سلسله روحیات و اخلاق و عادات و آداب و سنن و با یک رنگ و شکل و زبان خاص یکمرتبه برود در میان مردم دیگری که همه چیزشان مغایر با اینهاست و هیچ شباهتی میانشان وجود ندارد. ولی گاهی انسان منزلی را بعد از منزلی طی میکند در حالی که این منازل با یکدیگر متطابق و متشابهاند، گرچه یکی از دیگری کاملتر و بالاتر و شدیدتر است. مثل اینکه انسان اول به یکی از کشورهایی که به اصطلاح متمدن هستند برود و بعد به کشور دیگری برود که درجه عالیتر و بالاتری از همین تمدن را دارد[٣] .
عوالم بعد از این عالم برای انسان کاملا شناختنی نیست؛ چون تا انسان نرود نمیتواند آنجا را بشناسد. همین قدر قرآن میفرماید: شما وارد عالمهایی خواهید شد (عالمی بعد از عالمی) که میان این عوالم یک نوع تشابه و تطابقی وجود دارد؛ حتی میان آن عوالم و عالم دنیا هم تشابه و
[١] . [یعنی مگر به ندرت.]
[٢] . به تعبیر ما، ماه تمام و ماه شب چهارده.
[٣] . مثلا اگر مغازه خاصی در كشور اول میبیند، در اینجا همان را با یك وسعت و گستردگی بیشتری میبیند.