مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٤ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٤٤
شعر خیلی خوبی است. میگوید: من میترسم از این جهان بروم در حالی که عالم جان و عالم روح و عالم حقیقت را ندیده باشم و حقیقت جهان را درک نکرده باشم. بعد میگوید: از عالم تن (یعنی عالم دنیا) چطور به عالم حقیقت بروم در صورتی که باید در عالم تن عالم جان را میدیدم. (وقتی من در اینجا حقیقت را ندیدم و کور بودم، آنجا هم کور خواهم بود.)
ثُمَّ اِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحیمِ. ثُمَّ یقالُ هذَا الَّذی کنْتُمْ بِهِ تُکذِّبونَ. این مطفّفهای مکذّب معتدی اثیم که دلهایشان زنگار گرفته و محجوب از پروردگارشان هستند، به کجا میروند؟ میفرماید: اینها فرورفته سوخته رسیده در جهنم خواهند بود، و به آنها گفته میشود: این است آن چیزی که شما تکذیب میکردید. تا اینجا این قسمت از آیات تمام شد و بعد از این مسئله «کتاب الابرار» مطرح میشود.
آیه دیگری که اشاره به تأثیر عمل دارد
در قرآن آیه دیگری هم هست که تأثیر فوقالعاده عمل را ذکر میکند. میفرماید: ثُمَّ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ اَساءُوا السّوأی اَنْ کذَّبوا بِایاتِ اللهِ[١] . پایان کار کسانی که بد کردهاند این است که آیات پروردگار را تکذیب میکنند[٢] ؛ یعنی فساد عملی به فساد اعتقادی کشیده میشود و منجر به فساد اعتقادی میشود. انسان نباید اشتباه کند و بگوید: «من اگر عملم بد است دلم و نیتم و عقیدهام خوب است»، قرآن این را قبول ندارد. این که با وجود عمل بد، عقیده درست باشد برای مدت کمی درست است ولی پایان عملِ بد، عقیده فاسد است.
این آیه را حضرت زینب (سلام الله علیها) خطاب به یزید پسر معاویه خوانده است. یزید کارش به جایی کشیده بود که اظهار میکرد و داد میکشید که این حرفها دروغ است، نه خبری آمده و نه وحیی نازل شده است. میگفت :
لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْک فَلا خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحْی نَزَل
لَسْتُ مِنْ خِنْدِفَ اِنْ لَمْ اَنْتَقِمْ مِنْ بَنی اَحْمَدَ ما کانَ فَعَل[٣]
یزید با این شعرها اقرار به کفر کرد[٤] . حضرت زینب (سلام الله علیها) وقتی جوابش را داد، از
[١] . روم / ١٠.
[٢] . بنا بر یكی از تفاسیر این آیه.
[٣] . [ترجمه: هاشم با سطلنت و پادشاهی بازی كرد، پس نه خبری آمده و نه وحیی نازل شده است. من ازفرزندان خندف نیستم اگر از اولاد احمد انتقام آنچه را انجام دادند نگیرم.]
[٤] . در جنگ بدر پیغمبر اكرم با قریش جنگید و قریش شكست خوردند. بعد جنگ احد پیش آمد. در جنگ احددر اثر غفلت آن رُمات (تیراندازان) یك شكست ابتدایی نصیب مسلمانان شد كه شصت هفتاد نفر از آنها كشتهشدند. مردی از كفار قریش كه شاعر هم هست به نام عبدالله بن زِبَعْری، در آنجا شعرهایی علیه مسلمین و به نفعكفار گفته بود. یزید همان شعرها را تكرار كرد به علاوه چند شعر كه خودش اضافه كرد.