مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٢ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٣٢
هست تصور کنی.
در اینجا یکی از خصوصیات یوم الدین را بیان میکند: یوْمَ لا تَمْلِک نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیئآ وَ الاَْمْرُ یوْمَئِذٍ لِلّهِ. روزی که هیچ انسانی برای هیچ انسانی مالک چیزی نیست و تمام کار یکسره در دست خداست؛ در آن روز نه پدری به درد میخورد و نه برادری و نه عمویی و نه فامیلی و نه زنی و نه شوهری، ابدا چیزی به درد نمیخورد، آنجا دیگر دار اسباب نیست. این دار ]دنیا[ دار اسباب است و انسان در این عالم به اسباب دل میبندد، اگر مریض بشود میگوید: «الحمدلله پول داریم میتوانیم به بیمارستان برویم، در شهر ما طبیب هست و میتوانیم از او استفاده کنیم.» در این عالم انسان به اسباب توجه میکند و به آنها امید دارد ولی در آن دار، دیگر هیچ کاری از اسباب ساخته نیست، خدا هست و بس. در آنجا فرمان منحصرا در دست خداست و اسباب و علل ظاهری حکمفرما نیست. لِ مَنِ الْ مُلْک الْیوْمَ لِلّهِ الْواحِدِ القَهّارِ[١] .
یکی از سختترین روزها برای اهل بیت
روز دوازدهم محرم است، روز ورود اهل بیت : به کوفه و یکی از سختترین روزهایی که بر خاندان مقدس پیغمبر اکرم گذشته است. امروز برای اهل بیت قطعا سختتر و ناگوارتر از روز عاشورا بوده است همچنانکه روز ورود به شام هم همین طور است. عمر سعد شب یازدهم محرم را در کربلا اُتراق کرد برای این که کارهایش را انجام بدهد. یکی از کارهایش دفن کردن بدن کشتههای خودشان بود و بعد هم جریان آتش زدن خیمههای اباعبدالله. کار دیگری که انجام داد این بود که سرهای مقدس شهدا را از بدنها جدا کرد و پیشاپیش در همان شب یازدهم به طور خصوصی به کوفه فرستاد[٢] . عصر روز یازدهم اهل بیت را حرکت دادند و فاصله بین کربلا تا کوفه[٣] را یکسره آمدند به طوری که صبح روز دوازدهم به دروازه کوفه رسیدند و سرهای مقدس شهدا را به استقبال آنها فرستادند، چون میخواستند سرها را همراه اسرا وارد شهر کنند.
مردی به نام مسلم ـ که بنّا و گچکار بوده و علیالظاهر آدم غریب و بیخبری بوده ـ میگوید : «در دارالاماره[٤] کوفه مشغول گچکاری بودم که ناگهان دیدم در شهر غلغلهای شد.» از کسی که زیر
[١] . غافر / ١٦.
[٢] . مخصوصا سر مقدس اباعبدالله و به دلیل خاصی سر حبیب بن مظاهر.
[٣] . همین فاصله بین كربلا و كوفه فعلی كه ظاهرا ده دوازده فرسخ است.
[٤] . الان هم خرابههای دارالاماره كوفه موجود است. البته این خرابهها و پایههایی كه الان هست مربوط است بهبعدها كه دارالاماره را عظمت دادهاند، در آن زمان به این وسعت و عظمت نبوده، ولی به هر حال محل، همان محل است.