مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٣٢
سخن از جهاد دارد. چرا در مکه سخن از جهاد نداشت و چرا در مدینه داشت؟ این خیلی حرف عجیبی است. قرآن از اول سخنش این است: اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَیک الْقُرْآنَ تَنْزیلا یعنی ما دستورها را به تدریج بر اساس یک حکمت نازل میکنیم. دستور تحریم خمر هم در مدینه آمد، آیا این معنایش این است که نظر پیغمبر راجع به خمر فرق کرده بود؟ تمام مورخین نوشتهاند، خود اینها هم قبول دارند که در مدتی که پیغمبر در مکه بود، خود پیغمبر اکرم و نه تنها خود ایشان بلکه عدهای هم از کسان دیگر که بعد مسلمان شدند از جمله جعفربن ابیطالب، برادر بزرگ امیرالمؤمنین، حتی در دوره جاهلیت هرگز لب به خمر نزدند. عدهای از همان وقت نمیخوردند و میگفتند اصلا چیزی که عقل انسان را زایل کند عاقل نمیخورد. ولی حکم تحریم که بر اساس حکمتها و مصلحتهایی بود تدریجآ نازل و خمر نهی شد. اولین بار هم چون مردم به آن خو گرفته بودند برای آنها سخت بود. اول دستور رسید: لا تَقْرَبُوا الصَّلوةَ وَ اَنْتُمْ سُکاری[١] وقتی میخواهید نماز بخوانید، در حال مستی نماز نخوانید. اینها مجبور شدند که مشروب خواری را تقلیل بدهند و چون نماز را وقتی در مدینه بودند و در مسافرت نبودند در پنج وقت میخواندند، قهرآ از شبانهروز یک وقتهای معینی برایشان باقی ماند که میتوانستند مشروب بخورند. بعد آیه دیگر و آیه دیگر و بعد آیه شدید منع کرد. آن وقت بود که خمرهها را شکستند و بساط میخوارگی برچیده شد. بر خلاف تورات موسی که موسی بعد از مدتی از میقات آمد و الواح را یکجا آورد، آیات قرآن تدریجآ نازل شده است.
اتفاقآ با اینکه پیغمبر در مکه مأذون برای جهاد نبود و حتی تا یک سال اول مدینه هم مأذون نبود ولی در خود آیات مکی اشاره و بعضی جاها تصریح هست به اینکه در آینده جهادی خواهد بود. پس این چه حرفی است که شما میگویید پیغمبر تغییر شخصیت داد؟! اصلا در خود مکه سخن از اینکه در آیندهای جهاد خواهد بود هست.
حال آن حکمتی که ]خدا[ در مکه دستور جهاد نداد و در مدینه داد چه بود؟ دوره مکه دوره آدم سازی بود. پیغمبر تا در مکه بود نیرو فراهم میکرد، افراد را میساخت، مؤمن میساخت. اگر سال اول میگفت جهاد، مگر چند نفر مسلمان بودند؟ با پنج نفر مسلمان مگر میشد جهاد کرد؟ همین طور سال دوم، سوم و پنجم بعثت. تا سال سیزدهم بعثت که پیغمبر اکرم در مکه بود باز هم مسلمین به صورت یک اقلیت در مکه زندگی میکردند. پس نهایت عمل حکیمانه همین بود که ای پیغمبر تو باید مؤمن بسازی، افرادِ تعلیم دیده حسابی مسلمان واقعی بسازی که آن روزی که دستور جهاد میدهیم هر یک از آنها برابر ده نفر باشد: اِنْ یکنْ مِنْکمْ عِشْرونَ صابِرونَ یغْلِبوا
[١] . نساء / ٤٣.