مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٢
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٥٢
انسان ایمان است؛ اگر انسان ایمان نداشته باشد اصلا ابزار و وسیله زندگی ندارد.
ناصر خسرو هم شعری دارد خطاب به پسرش، که همین مضمون سخن تولستوی است. البته ناصر خسرو خیلی قبل از تولستوی بوده. میگوید :
ز دنیا روی زی دین کردم ایراک[١] مرا بی دین جهان چَه بود و زندان[٢]
یعنی از دنیا از این جهت به سوی دین آمدم که دیدم بدون دین دنیا برایم چاه و زندان است. آدمی که ایمان ندارد و هدف، جهت و تکیهگاه ندارد اصلا زندگی دنیا برایش مانند زندگی در چاه یا زندان است.
بعد خطاب به فرزندش میگوید :
مرا پورا[٣] ز دین مُلکی است در دل که آن هرگز نخواهد گشت ویران
حالا ما، بچهها و جوانهای ما، در اثر یک سلسله تلقینات غربیها که خودشان هم امروز در شرّ بی دینی گرفتارند، خیال میکنیم دین، سربار زندگی است؛ سرمایه زندگی را خیال میکنیم سربار زندگی است. چقدر اشتباه است که انسان سرمایه خودش را سربار خیال کند! مثل آدمی که میخواهد یک مسافرت طولانی بکند ولی آن کیفش را که دسته چکها و پولهایش در آن است، سربار میداند و رها میکند؛ نمیداند که همه سرمایهاش اینجاست.
شرط دوم: عمل صالح
پس قرآن میگوید که انسان در داد و ستدهای خودش زیانکار است مگر کسانی که ایمان[٤] داشته
باشند. حال آیا تنها ایمان کافی است؟ نه، کافی نیست. این، مرحله فکر و ذهن و روح است؛ انسان باید متناسب با آن ایمان و شایسته آن ایمان، عمل و کنش و فعالیت داشته باشد. یعنی انسان در سیر تکاملی خودش ]نیاز به هر دو دارد.[ همان طوری که بی ایمان، سرگشته و حیران است و مانند قوم موسی است که در «تیه»[٥] دائما دور خود میگشتند و در آخر سر جای اول بودند، ایمانِ تنها نیز کافی نیست؛ هر ایمانی مظهری از عمل و فعالیت میخواهد. حال، آیا هر فعالیتی؟ نه، فعالیت و عمل شایسته. شایسته چه چیزی؟ شایستگی امر نسبی است؛ وقتی میگوییم «کار شایسته» سؤال این است که شایسته چه چیزی؟ شایسته برای چه چیزی؟ ]جواب این است:]
[١] . [یعنی: زیرا كه.]
[٢] . دیوان ناصر خسرو، چاپ مؤسسه انتشارات نگاه، ص ٣٦٧.
[٣] . یعنی: پسرم.
[٤] . یعنی اعتقاد برتر، تسلیم برتر، آرمان و ایده برتر.
[٥] . [یعنی سرگردانی.]