مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٢
توبه حرّ
حرّ بن یزید ریاحی این خاطره برای دلش بار سنگینی بود. کمکم روز به روز خودش بهتر میفهمید، در عمق دلش ایمانی داشت، وجدانی داشت، تدریجآ بیدارتر و بیدارتر شد که روز عاشورا منجر به توبه این مرد شد و چه توبهای! توبهای که دیگر از مال گذشت، از ثروت گذشت، از ریاست گذشت، از زن گذشت، از فرزند گذشت و جز درباره یک چیز فکر نمیکرد: خدا توبهاش را بپذیرد. وقتی که آمد، آرام آرام خودش را کنار کشید، بعد زد و آمد نزدیک اباعبدالله، دیدند دارد با خودش زمزمه میکند میگوید خدایا منم آن روسیاهی که دل فرزندان پیغمبر تو را مرعوب کردم: اَللّهُمَّ اِنّی اَرْعَبْتُ قُلوبَ اَوْلِیائِک، خدایا از این گناه من درگذر، خدایا این گناه من خیلی بزرگ است، آیا قابل بخشایش هست؟ همه نگرانیاش این است. تا میرسد خدمت اباعبدالله و سلامی عرض میکند. اولین حرفش این است: هَلْ لی مِنْ تَوْبَةٍ؟...[١]
[١] . [چند ثانیهای از مطلب، روی نوار ضبط نشده است.]