مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٢ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٠٢
دوست دارد و معشوقش است، قسمتی از وجودش به طرف آن کشیده میشود. محبوب دیگری هم دارد، قسمتی دیگر از وجودش به طرف آن کشیده میشود. این انسان میشود یک موجود چند شخصیتی، برخلاف آن کسی که یک محبوب و یک هدف دارد و همه چیز را در مسیر آن هدف میخواهد. البته نه اینکه چیز دیگری نمیخواهد، بلکه همه چیز را میخواهد ولی در مسیر آن هدف. چنین آدمی آیا سلامت را میخواهد یا نمیخواهد؟ بله، میخواهد. اما آیا سلامت را برای خود سلامت میخواهد؟ نه، بلکه برای خدمت به هدفش میخواهد. غذا میخواهد؛ غذا را برای چه میخواهد؟ برای اینکه نیرو بگیرد برای هدف و مقصدش. زندگی هم میخواهد، ]اما برای هدفش. [خلاصه همه چیز در مسیر آن هدف قرار میگیرد.
در دعای کمیل، امیرالمؤمنین که امام الموحدین است و غیر از خدا منظور و مقصودی ندارد، این طور میفرماید: یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ! قَوِّ عَلی خِدْمَتِک جَوارِحی وَ اشْدُدْ عَلَی الْعَزیمَةِ جَوانِحی وَ هَبْ لِی الْجِدَّ فی خَشْیتِک وَ الدَّوامَ فِی الاْتِّصالِ بِخِدْمَتِک. پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا! به اعضا و جوارح من نیرو عنایت کن، از تو قوّت میخواهم، از تو سلامت میخواهم، از تو نیرو میخواهم (برای چه؟) تا بهتر در راه تو خدمت کنم. تصمیم من را راسختر کن! اراده من را نیرومندتر کن! (در چه راهی؟) باز در راه تو. بنابراین خاصیت ایمان آرمانبخشی است و خاصیت آرمان داشتن تجمع و تمرکز و نجات پیدا کردن از پراکندگی نیروهاست.
حدیث معروفی است[١] که پیغمبراکرم فرمود: هرکسی این توفیق را پیدا کند که تمام همتش یکی بشود، خدا وسیلهای فراهم میکند که همه چیز برایش درست بشود. در دعای کمیل هم میفرماید: یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ! أسْئَلُک بِحَقِّک وَ قُدْسِک وَ أعْظَمِ صِفاتِک وَ أسْمائِک أنْ تَجْعَلَ أوْقاتی مِنَ اللَّیلِ وَ النَّهارِ بِذِکرِک مَعْمورَةً وَ بِخِدْمَتِک مَوْصولَةً وَ أعْمالی عِنْدَک مَقْبولَةً حَتّی تَکونَ أَعْمالی وَ أوْرادی کلُّها وِرْدآ واحِدآ. خدایا از تو مسئلت میکنم به عزتت و قدّوسیتت و به عظیمترین صفاتت و اسمائت، که تمام اوقات مرا با یاد خودت آبادان کنی و اینکه علیالاتصال در خدمت تو باشم و اعمال من مقبول درگاه تو باشد ]تا اینکه[ تمام اعمال من و وردهای من یک چیز بشود.
این در فرد بود؛ در جمع هم همین طور است. اگر اجتماع صالح باشد باید همه افراد مانند فرد واحد باشند تا نیروهایشان به سوی یک هدف، متمرکز و متجمّع شود. اگر همه مردم یک ایمان داشته باشند همه نیروهای اجتماعی در آن ایمان جمع میشود و آن وقت است که یک نیروی
[١] . سعدی این حدیث را در مقدمه مجالس سبعه آورده.