مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٨ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٨٨
در فرهنگ و معارف اسلامی مطلب به این صورت در مورد انسان تعبیر شده است که خداوند متعال انسان را از سرشتهای گوناگون آفرید بدون اینکه انسان را مجبور کرده و به شکلی ساخته باشد که اجبار داشته باشد از سرشتهای خودش پیروی کند. به تعبیر حدیث معروفی که در کافی هست: «خداوند فرشتگان را از عقل محض و نور محض آفریده» و به همین جهت برای آنها امکان کار حیوانی وجود ندارد و نمیتوانند کار حیوانی بکنند؛ فرشته اصلا غریزه حیوانی ندارد و سرشت حیوانی در او نیست. مثلا آیا جبرئیل میتواند عاشق یک زن بشود، یا غذایی و یا یک پست و مقام مادی او را به سوی خودش جذب کند؟! نه، او یک موجود یکطبیعتی و یک سرشتی است و چون یک سرشتی است فقط و فقط به مقتضای همان تک سرشتی بودن خودش عمل میکند و او جز جنبه عِلوی و جنبه خدایی، نه چیز دیگری را میبیند و نه به چیز دیگری گرایش دارد و نه میتواند ببیند و گرایش داشته باشد. لذا جای فرشتگان هم ثابت است: وَ ما مِنّا إلّا لَهُ مَقامٌ مَعْلومٌ[١] . برای فرشتگان بالارفتن ممکن نیست؛ یعنی جایی را ندارند که بالا بروند، هر چه میتوانند داشته باشند از همان اول داشتهاند.
حیوان نیز از نظر سرشتهای فطری، تک سرشتی است و حیوان محض است. در او از سرشت مَلَک چیزی وجود ندارد. همان طور که ملک فاقد سرشت حیوانی است حیوان فاقد سرشت ملکی است. این که میگوییم «سرشت» واقعا مقصودمان سرشت است، نه اینکه یک تعبیر باشد.
انسان، موجود دو سرشتی
ولی انسان واقعا دو سرشتی آفریده شده است. در انسان واقعا دو سرشت مختلف و متضاد آفریده شده است که اگر انسان خودش را در اختیار هریک از اینها بگذارد او را به یک طرف میکشاند. در عین حال به انسان قوه عقل و قوه اراده و قوه انتخاب داده شده است و مثل همان کسی است که بر دستگاهی مسلط است و میتواند از این موتورها استفاده کند یا استفاده نکند، یکی را خاموش کند و دیگری را روشن کند، به یکی بیشتر گاز بدهد و به دیگری کمتر، و یا تعادل برقرار کند.
وقتی که این طور شد، نتیجه این است که انسان برخلاف فرشته و حیوان، این گونه نیست که فقط یک راه داشته باشد؛ چون این بستگی دارد به عقل و اراده و انتخاب خود او که این راه را پیش بگیرد یا آن راه را. این است که: إنَّ سَعْیکمْ لَشَتّی. به فرشته و حیوان نمیگویند: «إنَّ سَعْیک لَشَتّی» چون راه فرشته و حیوان متفرق نیست؛ ولی به انسان گفته میشود: «إنَّ سَعْیکمْ لَشَتّی»؛ برای اینکه یک انسان رو به بالا میرود و دیگری درست ضد او میخواهد رو به پایین برود، یکی از
[١] . صافّات / ١٦٤.