مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٣ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٧٣
همراه خودش سگی را میبرد. گردن گوسفند را باز کرد و او را رها کرد. آنها هم گوسفند را بردند و خوردند.
انسان نباید تحت تأثیر افکار دیگران باشد به گونهای که گوسفندش را بگویند سگ است و سگش را بگویند گوسفند است و او باور کند. جامعه ما الان این طور شده است. این هم یک نوع آزادی. همه اینها به تعبیر امروز «آزادی» است و به تعبیر قرآن «فلاح» است. «فلاح» یعنی رستگاری و رستگاری از ماده «رَستن» است. «رَستن» یعنی خلاص شدن و آزاد شدن[١] .
٤. آزادی معنوی
آزادی نوع دیگری دارد ورای همه این انواع و مادر همه اینها و مهمتر از همه اینها و آن آزادی درونی و معنوی یعنی آزادی از قوای حیوانی است. آدمی که اسیر شهوت، غضب، جاهطلبی یا اسیر عقدههای روحی متراکم در وجودش است، به جای اینکه خودش بر وجود خودش حاکم باشد فرمان شهوت و خشم و غضب و عقدههای متراکم روانی بر او حاکم است. مثلا حرفی که میداند نباید بزند ناگهان از دهانش بیرون میپرد، چرا؟ چون در وجودش و در درونش چیزهایی هست که بر او حکومت و تسلط دارند. پس او اسیر شهوت و بنده نفس امّاره است؛ یعنی نه تنها اسیر و برده است بلکه پرستش کننده است. پرستش کننده چه چیزی؟ نفس امّاره. أفَرَأیتَ مَنِ اتَّخَذَ إلهَهُ هَویهُ[٢] .
آزادی معنوی، شرط مفید بودن آزادیهای دیگر
معمولا کسانی که دم از آزادی میزنند از همه انواع آزادی حرف میزنند الّا نوع آخر. یعنی آدمی که در درونش و از نظر معنوی اسیر است دنبال آزادی سیاسی و آزادی اجتماعی و آزادی فکری میرود. این فایده ندارد. تا آزادی معنوی پیدا نشود انواع دیگر آزادی برای انسان فایده ندارد. الان طرز فکری در میان ما رایج شده که اول دنبال آزادی اجتماعی و سیاسی هستیم. قرآن این را قبول ندارد. مردمی که آزادی معنوی نداشته باشند آزادی سیاسی و اجتماعی هم پیدا کنند دوباره دچار اسارت میشوند. إنَّ اللهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یغَیروا ما بِأنْفُسِهِمْ[٣] .
حال این قَسمهای متوالی در آخر چه میخواهد بگوید؟ میخواهد بگوید: ای بشر! اگر
[١] . با «رُستن» كه به معنای «روییدن» است اشتباه نشود.
[٢] . جاثیه / ٢٣.
[٣] . رعد / ١١.