مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٩ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٥٩
إطْعامٍ فی یوْمٍ ذی مَسْغَبَةٍ اطعامی و سیر کردنی در یک روزگار سختی و گرسنگی.
این روزگار گرسنگی همیشه هم وجود دارد، در زمان حاضر هم وجود دارد. الان آمارها نشان میدهد که در همین دنیایی که در قسمتهایی از آن مازاد آذوقهها را به دریا میریزند و مانع میشوند کشاورزانِ خودشان کشاورزی کنند، در حدود هفتصد میلیون نفر زندگی میکنند که شاید یک دهم غذایی را که مورد نیاز آنهاست ندارند[١] .
یتیمآ ذا مَقْرَبَةٍ ]اطعام[ یک یتیم خویشاوندی. أوْ مِسْکینآ ذا مَتْرَبَةٍ یا یک فقیر خاک نشینی، آن که سر و کارش با خاک است. اینها گردنههایی است که باید عبور کنید. ای انسان! تو از این گردنهها عبور نکردهای، پس چه میگویی؟! «متربة» از «تُراب» است. «ذا متربة» یعنی صاحب خاک. در زبان عربی به چیزی که ملازم با چیزی است میگویند «صاحب آن» یعنی همراه آن. در فارسی این معنا را با یای نسبت بیان میکنیم. مثلا میگوییم «خاکی»، یعنی خاک نشین. عرب همین معنا را با کلمه «ذا» یا «صاحب» بیان میکند. «ذا متربة» یعنی آدمی که سر و کارش با خاک است، یعنی باید روی خاک زندگی کند. به فقیر وقتی خیلی فقیر شد، میگویند مسکین، خاک نشین.
یک فکر انحرافی
بعد قرآن مطلب عجیبی ذکر میکند. در زمان ما به اصطلاحِ امروزیها یک فکر خَلقی پیدا شده که میگویند: انسان هر کاری برای خودش و هوای نفسش بکند غیر خدایی است و هر کاری برای مردم و خلق بکند خدایی است. بنابراین مؤمن کسی است که برای مردم کار کند ولو خدا را قبول نداشته باشد و کافر کسی است که برای خود کار کند ولو خدا را هم بشناسد. دین و پیغمبر و خدا و تعلیمات، همه اینها دائر مدار این دو کلمه است: کار را برای خود بکنی یا برای خلق. ایمان به خدا مقدمهای است برای ]کار برای خلق.[ اگر کار را برای خود بکنی، گرچه خدا و پیغمبر را هم قبول داشته باشی هیچ فایدهای ندارد، اما اگر کار را برای مردم بکنی به آن مقصد و هدف اصلی رسیدهای. عمده هدف است ولو وسیله را نداشته باشی. خُذِ الْغایاتِ وَ اتْرُک الْمَبادی.
آنهایی که این گونه فکر میکنند و به قول خودشان خلقی کار میکنند میگویند: ما با ماتریالیستهای منکر خدا که خلقی کار میکنند، در یک صف هستیم و اگر بهشتی در کار باشد و ما به بهشت برویم آنها هم با ما در بهشت هستند ولو خدا را قبول نداشته باشند. ولی مردمی که خلقی
[١] . عكسهای اینها را در روزنامهها میبینیم؛ اسكلتهایی مرده، بچههایی با سرهای بزرگ و گردنهای باریك ودستهایی كه ذرهای گوشت ندارد!