مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٣ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٣٣
شب و نماز شفع و نماز وتر است. سوگند به این وقت خورده است.
تنظیم اوقات در فرهنگ اسلامی
]اولیاء دین به ما دستور[[١] تنظیم اوقات دادهاند. برنامه مسلمانی این نیست که الان در میان ما معمول است، چه از نظر غذایی و چه از نظر خواب و بیداری. از نظر غذایی من نمیدانم از چه زمانی این سه وعده غذا خوردن پیدا شده است! انسان وقتی مثلا ساعت ٨ صبحانه بخورد قهرا ناهار خوردنش میافتد به ساعت ٢ بعد از ظهر، و وقتی ساعت ٢ بعد از ظهر یک ناهار سنگین خورده باشد نمیتواند ساعت ٨ شب شام بخورد، بلکه شام خوردنش میافتد به ساعت ١٠. از نظر اسلامی انسان دو وعده غذا میخورد و در صدر اسلام هم این طور بوده، یکی غَداة و دیگر عَشی[٢] . یک غذای حسابی صبح میخوردند (صبحانه) و یکی هم شب؛ سه وعده در کار نبوده.
عمده این جهت است که از نظر اوقات، بنای اسلام و پیغمبر اکرم و ائمه اطهار و مسلمین صدر اسلام این بوده که سرِ شب بخوابند و آخرِ شب را بیدار باشند، درست عکس آنچه الان معمول است که شاید کمتر کسی هست که تا نیمه شب بیدار نباشد و قهرا آن بهترین اوقات روحانی که قرآن سراغ دارد وقت خواب مسلمانهای فعلی است.
بعد از اینکه قرآن این قسمها را میخورد میفرماید: هَلْ فی ذلِک قَسَمٌ لِذی حِجْرٍ آیا برای یک عاقل در اینها سوگند هست؟! یعنی این سوگندها برای یک عاقل که معنی و ارزش این سوگندها را درک کند کافی است. اشاره است به اینکه آن انسانی واقعا به کرامت انسانی نائل آمده که به این شکل در آمده باشد.
بعد از اینکه قرآن این سوگندها را میخورد دیگر هیچ بحثی نمیکند و به ظاهر از مطلب خارج میشود، ولی در واقع خارج نمیشود بلکه فراز دیگری طرح میشود و در آخر به این مطلب برمیگردد.
بعد از این قَسمهای خیلی لطیف و روحانی، میرود سراغ مردمی که بر ضد این حالتها هستند، مردم پول پرست، جاه پرست، مقام پرست که جز پول و جاه و مقام اصلا چیزی نمیفهمند، یعنی تمام وجودشان پر شده از اینها. واقعا عجیب است که اگر مادیات وجود انسان را پر کند به طوری که غیر از مادیات چیزی نفهمد، انسان با آن استعداد پایانناپذیری که دارد تبدیل میشود به ماده خواهی و مادی خواهی و چه موجودی از آب در میآید[٣] !
[١] . [ اندكی از بیانات استاد ضبط نشده است.]
[٢] . البته این برای اشخاص سالم است، اگر كسی برنامه خاص داشته باشد حسابش جداست.
[٣] . دیشب در روزنامهها خواندیم كه یك نفر برای پول چه كارهایی میكند كه واقعا انسان حیرت میكند و باخود میگوید اینها افسانه است و مگر امكان دارد بشری به جایی برسد كه به طمع پول و به خاطر باج خواهیطفل معصومی را با آن وضع فجیع بكشد؟! اصلا در مغز این آدم غیر از پول چیز دیگری وجود نداشته. اینپول پرستی انسان را به كجا میرساند؟! همچنان كه جاه پرستی هم همین طور است. همین انسانی كهمیتوانست از این فجر و لیالی عشر و از این شفع و وتر انسانیت استفاده كند و نسیم انسانیت به او بوزد، بهخاطر جاه و مقام چه جنایتهایی كه مرتكب نمیشود! عجیب این است كه این انسانها عواقب این كارها رامیبینند و باید سبب عبرت باشد ولی باز میبینیم سبب عبرت نمیشود و هر سال یكی دو تا از این جنایتهایبسیار تكان دهنده اتفاق میافتد.