مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٦
رسول اکرم نازل شده است. جمله اول این سوره مثل جمله اول سوره یا اَیهَا المدَّثِّر است، هم از نظر ظاهر لفظ و وزن و آهنگ، و هم از نظر معنا. مزَّمِّل که در اصل مُتَزَمِّل است[١] یعنی کسی که خود را به جامهای پیچیده است یا بگوییم جامهای را به خود پیچیده است.
شأن نزول سوره
یا اَیهَا الْمُزَّمِّل یعنی ای آن که خود را در جامه پیچیدهای. آیه در حالی نازل میشود که رسول اکرم جامهای را به خود پیچیده و آماده خوابیدن است، یعنی این آیه وضع ظاهری رسول اکرم را در حین نزول وحی بیان میکند و ظاهرآ ـ همین طوری که گفتهاند ـ یک اشاره به حالت روحی حضرت رسول هم هست، آن حالت روحی که علت شده بود برای اینکه ایشان به بستر پناه ببرند و برای استراحت بروند. اوایلی بود که وحی بر ایشان نازل شده بود و ایشان دعوت خودشان را ظاهر کردند و با مخالفتهای خیلی شدید و تهمتها و نسبتهای ناروا مواجه شدند، یکی گفت: تو دیوانه شدهای، کسی گفت: تو جادوگر شدهای، و دیگری گفت: تو شاعر هستی. اینها حضرت را خیلی ناراحت کرد. انسان در حالی که ناراحت و خسته میشود، گاهی این خستگی روح در جسم او هم اثر میگذارد. خستگی روح و خستگی جسم ملازم با یکدیگر هستند. در حال خستگی جسم، روح انسان هم آمادگی برای کار خود ندارد، همچنان که در حال خستگی روح، جسم آمادگی برای کار خودش را ندارد.این است که یک استراحت، ولو استراحت جسمی باشد، هم برای روح مفید است و هم برای جسم.
شنیدن این سخنان ناراحتکننده روح حضرت را ناراحت کرد، آمدند برای اینکه استراحت کنند. در حالی که آن جامه[٢] را به خود پیچیده و برای استراحت آماده شده بودند ]این آیه نازل
[١] . قاعدهای است در زبان عرب كه در مواردی «ت» منقوط تبدیل میشود به حرف بعد از خودش. مثلا مُتَطَهِّر،«ت» اول تبدیل میشود به «ط» بعد از خود، میشود مطَّهِّر. مُتَزَمِّل، «ت» منقوط تبدیل میشود به «ز» بعد ازخود، «ز» مشدّد میگردد، میشود مُزَّمِّل. و همچنین مُتَدَثِّر، «ت» تبدیل میشود به «دال»، قهرآ دال مشدّدمیگردد، میشود مُدَّثِّر.
[٢] . این «جامه» كه عرض میكنم علیالظاهر اینگونه است: میدانیم هوای عربستان به طور كلی در زمستان وتابستان، بالاخص تابستان، گرم است. در آنجا شاید هیچ وقت برای اهل همان جا هم اتفاق نیفتد كه در موقعاستراحت از چیزی شبیه لحاف كه ما استفاده میكنیم استفاده كنند. معمولا یك پارچهای به تعبیر آنجا «مَرط»ـمثل شمد كه ما میاندازیم ـ روی خودشان میانداختند، و شاید در زمستانها پارچهای كمی ضخیمتر؛ و الّاآنجا معمول نبوده كه در وقت خوابیدن از دوختهایی نظیر لحاف كه در درونش پشم یا پنبه است استفاده كنند.اینها برای نقاط سردسیر است. این است كه شخصی كه میخواسته استراحت كند، اگر لباس معمولی خودش راكه لباس بازارش بوده بیرون میآورده، بعد پارچه شمد مانندی را به خود میپیچیده و برای استراحت آماده میشده است.