مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٤٨
بن ابراهیم این مطلب را تأیید میکند. تقریبآ جای تردید برای ما باقی نمیماند که وَ الْـمُرْسَلات را این طور باید معنی کنیم، و اگر این گونه معنی کنیم مؤیدهایی هم از جای دیگر دارد، مخصوصآ «وَ الْـمُرْسَلاتِ عُرْفآ. فَالْعاصِفاتِ عَصْفآ» که اثر اجتماعی بزرگ آیات قرآن را ذکر میکند که مثل باد به سرعت حرکت میکند و از جایی به جایی منتقل میشود. اگر یادتان باشد، در سوره مبارکه مدّثّر جملهای داشتیم که در آنجا تفسیر المیزان به این نکته توجه کرده بود. آن جمله این بود: وَ ما هِی اِلّا ذِکری لِلْبَشَرِ[١] . نیست این (هِی به قرآن و آیات قرآن برمیگردد) مگر مایه تذکر و تنبّه و بیداری برای بشر، «برای بشر» نه برای یک قوم معین. این نکته را هم توجه داشته باشید.
یک شبهه و پاسخ آن
مسیحیها ـ بالاخص آنهایی که تعصب مسیحیگری و یهودیگری دارند ـ جزو حرفهایی که تبلیغ کردهاند این است که پیغمبر، اول که ادعای پیغمبری کرد و تا در مکه بود بیش از این که پیغمبر قریش یا پیغمبر قوم عرب است دعویی نداشت، ولی بعدها وقتی که به مدینه آمد و دید زمینه توسعه هست ـ العیاذبالله ـ ادعای خودش را توسعه داد و گفت که من پیغمبر همه مردم هستم. این را من در قسمتهای اول کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران ذکر کردهام، بعد آیات زیادی از قرآن را که دلالت میکند بر اینکه قرآن میگوید من یک دعوت جهانی هستم و آن آیات بالاتفاق در مکه نازل شده، ذکر کردهام. یکی از آن آیاتی که من در آنجا ذکر نکردم و الآن به آن توجه پیدا کردم این آیه است، چون سوره یا اَیهَا الْـمُدَّثِّرُ سوره مکی است بلکه جزو اولین آیات مکی است. ما هِی اِلّا ذِکری لِلْبَشَرِ. نیست مگر مایه تنبّهی برای بشر (نه برای عرب، نه برای قریش). کلّا وَ الْقَمَرِ. سخن مگو، سوگند به ماه. وَ اللَّیلِ اِذْ اَدْبَرَ. سوگند به شب آنگاه که پشت کرده است. گفتیم یعنی نیمه دوم شب، موقع سحرخیزی و مناجات. وَ الصُّبْحِ اِذا اَسْفَرَ. سوگند به صبحگاهی،بـه سپیده دم آنگـاه که پرده از چهره برمیدارد. اِنَّها لاَِحْدَی الْکبَرِ[٢] که این یکی از حادثههای بزرگ جهان است. این آیات در محیط مکه آن وقت نازل شده که یک ده بزرگ و یک قصبه بوده، یعنی یک جایی که همه جمعیتش شاید از چهارصد خانوار تجاوز نمیکرده است. آنوقت این حادثه به نظر قرشیها چه میآمد؟ یک حادثه کوچک که خیال میکردند خودشان میتوانند جلو آن را بگیرند. بعد از این سوگندها میفرماید: اِنَّها لاَِحْدَی الْکبَرِ. این یکی از آن حادثههای بزرگ جهان است.
[١] . مدّثّر / ٣١.
[٢] . مدّثّر / ٣١ ـ ٣٥.