مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٩٩
نیست. حالا ببینید وقتی که انسان به آن مرحله اِمّا شاکرآ میرسد چه میشود! اِنَّما نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللهِ فقط برای ذات خدا، برای روی خدا. ما روی خدا را میخواهیم، وصل او را میخواهیم، ما او را میخواهیم. لا نُریدُ مِنْکمْ جَزاءً وَ لا شُکورآ نه میخواهیم که یک روزی اگر شما چیزدار شدید بیایید پاداش این احسان ما را به ما بدهید، و نه حتی از شما انتظار یک تشکر داریم: وَ لا شُکورآ یعنی و نه انتظار اینکه یک دعا به ما بکنید یا انتظار اینکه یک متشکرم، ممنونم بگویید. این، نه جملهای بوده که به آن مسکین و یتیم و اسیر میگفتهاند، بلکه همان زبان حالشان است، یعنی روح و قلب آنها چنین روح و قلبی بود. ما خواهان حق هستیم و خواهان روی حق و وصال او.
احساس مسئولیت
اِنّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یوْمآ عَبوسآ قَمْطَریرآ. امروز برخی اصطلاحها ]رایج است [که حقیقتش وجود ندارد ولی حرفش خیلی زیاد هست، مانند احساس مسئولیت. ببینید احساس مسئولیتِ در نزد خدا برای مردم دیگر در چه حد است! آن داستان معروف امیرالمؤمنین را بارها شنیدهاید، داستان آن زنی که مشک آب به دوشش بود و بعد علی میرود به خانه او، بعد گریه میکند و با خود میگوید نکند من درباره شما تقصیر کرده باشم. جمله «اِنّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یوْمآ عَبوسآ قَمْطَریرآ» معنایش این است که ما خود را مسئول شما مساکین و شما یتیمها و شما اسیرها میدانیم، ما از خدای خود به خاطر این مسئولیتی که درباره شما داریم میترسیم. چه از این بالاتر! ما گاهی برای آنکه مقام حضرت علی را بالا ببریم میگوییم او که دیگر از خدا نمیترسید. ولی به ضرورت مذهب شیعه این آیات راجع به حضرت امیر و حضرت زهراست و نصّ آیات ]حکایت از آن دارد[ که آنها بیش از ما از خدا میترسیدند. اِنّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یوْمآ عَبوسآ قَمْطَریرآ ما از پروردگار خود، از آن روزی که «آن روز» چهره خود را به روی انسان عبوس میکند، از آن روزِ کریه چهرهای که خود را فوقالعاده عبوس نشان میدهد، ما از آن روزِ فوقالعاده عبوس میترسیم. چرا از آن روز عبوس میترسیم؟ یعنی در مورد شما مسکینها، یتیمها، اسیرها.
فَوَقیهُمُ اللهُ شَرَّ ذلِک الْیوْمِ وَ لَقّیهُمْ نَضْرَةً وَ سُرورآ. همه را به صورت ماضی میگوید. اینها یشْرَبونَ میآشامند. به صورتْ مضارع است ولی نشان میدهد که یعنی در زمان حال. فَوَقیهُمُ اللهُ خدا نگهداری کرد، یعنی کارشان در همین جا تمام شد، حل و فصل شد، حسابشان دیگر به قیامت باقی نیست، همین جا خدا حسابشان را تمام کرد. اینها که اینچنین عمل داشتند و اینچنین از خدای خود میترسیدند و اینچنین عمل را برای رضای حق انجام میدادند فَوَقیهُمُ اللهُ شَرَّ ذلِک الْیوْمِ خدا هم آنها را از سوء و از خطرات و از بدیهای آن روز حفظ کرد.
وَ لَقّیهُمْ نَضْرَةً وَ سُرورآ و خدای متعال به آنها به شدت القاء کرد نضرة (خرّمی) و سرور؛