مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٣٦
جداست. از آیات قرآن چنین استنباط میشود که آنها را قرآن در بعضی آیات «مخلَص» مینامد . آنها اساساً کارشان از حساب و کتاب گذشته است: اِنَّهُمْ لَـمُحْضَرونَ. اِلّا عِبادَ اللهِ الْـمُخْلَصینَ[١] .
همه مردم برای حساب و کتاب احضار میشوند مگر بندگان مخلَص، یعنی بندگان خالص شده و پاک شده که در وجود آنها دیگر هیچ شائبهای از شرک به هیچ معنا وجود ندارد و در واقع در آنها انّیتی باقی نمانده است. آنها کارشان از حساب و کتاب گذشته است، نه حسابی دارند و نه کتابی. اصلاً برای آنها انّیت و منیتی باقی نمانده، و لهذا از آنها اسم نمیبرد. فقط از اصحاب الیمین (آنهایی که ـبه تعبیر دیگرـ حسناتشان بر سیئاتشان میچربد) و اصحاب الشمال (آنهایی که سیئاتشان بر حسناتشان میچربد) نام میبرد.اصحاب الیمین از گرو اعمال سوء آزادند. فی جَنّاتٍ در بهشتهایی. این تنوینها علامت ابهام است، یعنی شما که نمیتوانید تصور کنید معنی آن بهشتها چیست و چگونه است.
پرسش و پاسخ میان اصحاب الیمین و اصحاب الشمال
یتَساءَلونَ عَنِ الْـمُجْرِمینَ. گویا اشاره به دلیل آن هم هست که اینها آزادند و آنها غیر آزاد و محبوس و گرفتار؛ این آزادها به دلیل اینکه آزادند میتوانند اِشراف پیدا کنند بر جهنّمیها که گرفتار و رهین اعمال خودشان هستند. یک موضوع پرسش و پاسخی قرآن در میان این اصحاب الیمین و اصحاب الشمال در قیامت نقل میکند که وقتی اینها آنها را در آن حال میبینند میگویند: ما سَلَککمْ فی سَقَرَ چه چیز شما را در این جایگاه سخت قرار داد و آورد؟ سَلَک از سلوک است. سلوک، راه رفتن و راه بردن است: چه چیز شما را به اینجا آورده؟ میدانند که بی جهت کسی به اینجا نمیآید و کسی را نمیآورند. یک چیزی هست، عملی هست که انسان را به اینجا آورده و کشانده است. میگویند: ما سَلَککمْ فی سَقَرَ چه چیز شما را سلوک داد در این سَقَر (که نام دیگری از جهنّم است) و جایگاه بد؟ آنها جوابی میدهند که قرآن مخصوصاً آن جواب را نقل میکند برای اینکه برای دیگران مایه تنبّه و بیداری باشد. چند مطلب را آنها میگویند: لَمْ نَک مِنَ الْمُصَلّینَ. وَ لَمْ نَک نُطْعِمُ الْمِسْکینَ. وَ کنّا نَخوضُ مَعَ الْخائِضینَ. وَ کنّا نُکذِّبُ بِیوْمِ الدّینِ .چهار چیز ما را به اینجا آورد.
اولین حرفی که میزنند این است که : لَمْ نَک مِنَ الْمُصَلّینَ ما از نماز گزاران نبودیم. این جمله را باید توضیح بدهم. «از نماز گزاران نبودیم» غیر از این است که ما نماز نمیخواندیم، یک مطلب بیشتری است. ممکن است انسان نماز بخواند ولی در زمره نمازگزاران شمرده نشود؛ چون
[١] .صافّات / ١٢٧ و ١٢٨.