مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٠٨
(جادوگر) افراد خاصی را میتواند تحت نفوذ خودش قرار بدهد، چیزی را که آنها نشنیدهاند در خیال آنها بیاورد که شنیدهاند، چیزی را که آنها ندیدهاند در خیال آنها بیاورد که دیدهاند. اما جادو دیگر نمیتواند این کار را بکند که بعد از آنکه آن مجلس گذشت و سالها فاصله شد، بعد از آنکه جادوگر هم مرد و دیگر جادوگری در دنیا وجود ندارد آن کار یا سخنش اثر خودش را کمافیالسابق برای همیشه ادامه بدهد. این دیگر کار حقیقت است. آنچه که حقیقت است میتواند بدون در نظر گرفتن فرد و شخص معین در همه مردم علیالسّویه اثر کند یعنی در افرادی هم که هنوز به دنیا نیامدهاند و وقتی که به دنیا میآیند صاحب سخنْ خودش از دنیا رفته، به همان شکل اثر میگذارد. قهرآ دیگر این حرف ]که کار پیغمبر جادو است [بیمعنی میشود. ]جادو[ دیگر نمیتواند اثر خودش را باقی بگذارد.
عناد ولید
وقتی که او این استدلال را به کار برد و گفت: بهترین راه این است که ما چنین حرفی را بزنیم، قریش خیلی خوشحال شدند و شادی کردند و کف زدند و گفتند: راست میگوید، بعد از این منطق ما باید چنین منطقی باشد، باید بگوییم قرآن جادو است. قرآن ضمنآ اشاره میکند که ای کاش این مرد این حرف را روی عقیده گفته بود، این حرف را روی کمال عناد میگوید، یعنی خودش میداند که دارد میسازد و ساختگی میگوید، خودش میداند که در مقابل یک حقیقت قرار گرفته است ولی برای اینکه روی این حقیقت را بپوشاند عناد و جحود میورزد و کافرماجرایی میکند.
مکرر گفتهایم که کفر واقعی همان است که ما امروز به آن «کافرماجرایی» میگوییم. هرکسی که به یک حقیقتی ایمان ندارد، نمیشود او را کافر گفت، چون بسا هست ایمان ندارد از باب اینکه اطلاع و خبر ندارد، دلیلش به او نرسیده است. چون نمیداند، تقصیری ندارد. او قاصر است نه کافر. کافر آن کسی است که کافرماجرایی میکند یعنی وقتی که در مقابل حقیقت واقع میشود، حس میکند، لمس میکند ولی میخواهد رویش را بپوشاند. اصلا کفر از کفْر است و کفْر یعنی پوشاندن. این آقای ولید بن مغیره را ریحانه قریش (گل قریش) میگفتند. قرآن در آیه دیگری نقل میکند که: لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْانُ عَلی رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیتَینِ عَظیمٍ[١] . میگفتند اگر هم بنا بود قرآن بر یک بشر نازل شود چرا بر تو مرد یتیم فقیر نازل شد؟ چرا به یکی از این دو شخصیتِ بزرگ در این دو شهر (شخصیت بزرگ مکه و شخصیت بزرگ طائف) نازل نشد؟ مقصودشان از شخصیت بزرگ مکه همین ولید بن مغیره بود. چرا شخصیت بزرگ بود؟ چون خیلی پول و ثروت داشت و خیلی
[١] . زخرف / ٣١.