مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٠٥
جریان مشهد کارهای ساختگی کردهاند. اخوی ما ـ که کمی در آن قضیه دخالت داشت ـ نقل میکرد که آن شخص ایشان و ما را خواست. به ایشان گفت خود شما بنویس جریان چیست. ابوی ما شروع کردند به نوشتن، سه صفحه را پر کردند، از اول تا آخر قضیه. و به من گفت شما هم هرچه از قضیه اطلاع داری بنویس. ما هم نوشتیم. خط ابوی ما خط خیلی خوبی بود، اخوی ما هم خط خوبی دارد. گفت اول که به دو خط نگاه کرد تعجب کرد، گفت پدر از پسر بهتر مینویسد و پسر از پدر بهتر. نوشته ابوی ما را خواند. یک نگاهی به صورت ایشان کرد و گفت این نوشته نشان میدهد تو آدم راستگویی هستی. اصلا قضایا را جوری نوشتهای که هرکس بخواند میفهمد که متن واقع است چون به ضررت هم بوده نوشتهای، به نفعت هم بوده نوشتهای، هرچه بوده نوشتهای. و راست هم میگفت. اصلا ابوی ما این جور بودند که هیچ وقت دروغ به زبان ایشان جاری نمیشد. بعد گفت که من چون در تو صداقت میبینم بر من است که هرجور هست قرار منع تعقیب برایت صادر کنم و تمام این پروندهها را و هرچه برایت ساخته و درست کردهاند از بین ببرم، و همین کار را هم کرد؛ با اینکه آن نوشته یک نوشتهای بود که داخل آن شاید مثلا آمده بود من در منبر از این مقدمه شروع کردم، بعد فلان جمله را گفتم و بعد چنین کردم. قضایا را هرچه بود کما فیالواقع بدون کم و زیاد همه را پاکیزه به خط خوب و خوش نوشته و زیرش را هم امضا کرده بودند. گفت این فرد چند دفعه به ایشان و به کاغذ نگاه کرد، گفت که این اصلا نشان میدهد که تو یک مرد باصداقتی هستی و تمام اینهایی که نوشتهای همه راست است چون به ضرر خودت هم اگر بوده، فحش هم اگر به تو دادهاند همه را نوشتهای. پس بر من است که هرجور هست به تو کمک کنم، بعد هم قرار منع تعقیب صادر کرد.
در قرآن این مسئله عجیب منعکس است. مستشرقین هم این حرف را میزنند، میگویند در قرآنِ پیغمبر بعضی مطالب به شکلی است که اگر کسی بخواهد ملاحظه پیروان خودش را بکند و حساب مردم را داشته باشد این حرفها را نمیزند؛ ولی قرآن میگوید، با اینکه پیغمبر در زندگی شخصی نشان داده مردی در نهایت عقل و تدبیر و فکر بوده است. همه اینها اقرار و اعتراف دارند که پیغمبر در مسائل شخصی یک نابغه بوده. ولی آنجا که پای وحی به میان میآید مسائل به شکلی طرح میشود که نشان میدهد تدبیر و اندیشه بشری در کار نیست.
تلاش قریش برای توجیه کار پیامبر (ص)
قریش درصدد برآمدند که برای کار پیغمبر توجیه و تأویل درست کنند. از هر زاویهای که نگاه میکردند یک چیزی به پیغمبر میبستند و یک حرفی میزدند، که در آیات سوره طور اینها را خواندیم.