مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨ - بحث ششم ممکن حدوثاً و بقاءً نیازمند به علت است
علتْ آن را، یکی است و اصلًا حقیقت معلول همان حقیقت جعل جاعل است یعنی جعل عین وابستگی به جاعل است، دیگر امکان ندارد که جعل که عین وابستگی به جاعل است وجود داشته باشد بدون اینکه جاعلی در کار باشد؛ چنین چیزی نیست. پس روی آن بیان، مطلب بسیار روشن است. روی بیان معروف هم میگویند: شیء از آن جهت نیازمند به علت است که در ذات خودش خالی از وجود است و اقتضای وجود ندارد، اقتضای عدم هم ندارد، پس به حکم یک شیء دیگر این خلأ ذاتی باید از وجود پر شود. وقتی که این شیء در ذات خودش نیاز به این علت دارد که این خلأ ذاتی باید به وسیله آن پر شود و وقتی که این نیاز در ذات او هست- نه به واسطه مسبوقیت به عدم- پس این نیاز ذاتی برای همیشه باقی است، پس حدوثاً و بقاءً نیازمند به علت است [١].
[١].- یعنی اینجا هم میتوانیم بگوییم که معلول عین نیاز است.
استاد: البته مسأله عین نیاز صحیح است، منتها الآن که ما مسأله امکان را میگوییم مسأله عین نیاز نمیآید. مسأله عین نیاز روی فلسفه صدرالمتألهین است. آنچه ما الآن میگوییم بر اساس حرف قدما مثل بوعلی است.
- شما که از «ذات» اسم میبرید منظورتان از این ذات چیست؟ اگر ذات موجود باشد که باز همان اشکالات پیش میآید؟.
استاد: چه اشکالی پیش میآید؟.
- اینکه شما میگویید شیء در ذات خودش به علت احتیاج دارد، اگر شما یک ذاتی برای شیء فرض کنید، فرض این است که شیء موجود است، چیزی که موجود است دیگر احتیاج به علت ندارد.
استاد: چرا احتیاج به علت ندارد؟ احتیاج به علت دارد، چون نیازش به علت لازمه ذاتش است. این لازمه ذات از ذات سلب شدنی نیست.
یک نیازهایی هست که این نیازها رفع شدنی است مثل این که شکم گرسنه به یک مقدار معینی غذا احتیاج دارد، وقتی آن مقدار معین غذا را به او دادید دیگر نیازی ندارد. ما موارد بسیاری داریم از نیازهایی که این نیازها رفع میشود، بعد هم که رفع شد دیگر نیازی نیست، موجبی برای آن کار نیست. مثلًا انسان در یک موردی یک نیازی به یک فردی دارد، بعد که نیازش رفع شد دیگر اصلا به او احتیاجی ندارد، کاری به او ندارد، اعتنا هم به او نمیکند، چون نیازش رفع شده است.
ولی یک نیازهایی هست که خود آن نیازها برای همیشه باقی است. مثلا اگر ما بالای یک بلندی قرار گرفته باشیم برای اینکه نیفتیم، نیاز داریم که دست خودمان را به یک جایی بگیریم. اینطور نیست که همین قدر که دستمان را به یک جایی گرفتیم دیگر نیازمان رفع شود. باز ما به آن شیئی که چسبیدهایم باید بچسبیم؛ نه اینکه همان اول که چسبیدیم دیگر نیازمان رفع شد، بعد اگر دستمان را رها کردیم رها کردیم؛ اینطور نیست این مطلب را در مقام مثال عرض کردیم.