مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥ - اشتراک لفظی اصطلاح « تضاد »
انسان با آن حیوانهایی که قبلا بودهاند یکی هستند و هر دو حیوان هستند. میگویند:
بله، ولی دو نوعیتند، واقعاً دو نوع هستند. اینها شدیداً به این مطلب توجه دارند و از این مطلب نتیجه هم میخواهند بگیرند.
- بنده آنچه که فرمودید تا اندازهای میدانستم اما منظور من این بود و میخواهم ببینم که در طبیعت آیا قول به ماتریالیسم- به هر شکلی که باشد- با قول به «کیفیت» به عنوان یک حیثیت مستقل جور درمیآید؟.
استاد: حقیقت مطلب این است که نه، اصلا با چیز جدید به وجود آمدن جور درنمی آید.
این فلسفه اینها به فلسفه الهی خیلی از آن فلسفه مکانیستی نزدیکتر است کمااینکه نظریه تکاملی داروین از نظریه کوویه و امثال او به منطق الهی خیلی نزدیکتر است؛ یعنی اینها بدون اینکه خودشان بفهمند به الهیون نزدیکتر شدهاند؛ یعنی این فلسفه بدون قبول آنچه که فلاسفه ما «صورت نوعیه» میگویند غیرقابل قبول است و باز مسأله حرکت جوهریه بدون قبول صورت نوعیه غیرقابل قبول است؛ و اینها جاده را بیشتر از آنها برای ما کوبیدهاند. فلسفه کور ذیمقراطیسی ماتریالیستیتر از همه اینهاست. البته خود او که ماتریالیست نبوده است ولی آن فلسفه ماتریالیستیتر ازهمه اینهاست و آن این است که در عالم هیچ چیز جدیدی- نه کیفیتی نه ماهیتی- وجود ندارد؛ عالم مثل یک مجموع مهرههایی است که فقط جای مهرهها با هم عوض میشود. درست مثل آن اسباب بازی بچههاست که یک بار با آن ساختمان دوطبقه درست میشود، یک بار سالن درست میشود، یک بار اتومبیل درست میشود، فلان شیء دیگر و فلان شیء دیگر درست میشود. عالم مجموعهای از ذرات ازلی و ابدی است که گوشهاش هم محال است یک وقت ساییده شود و یا کم و زیاد شود. اینها یک بار به یک شکل جمع میشوند اسمش میشود «دفتر»، یک بار به شکل دیگر جمع میشوند اسمش میشود «انسان». هیچ چیزی به هیچ معنای جدیدی در عالم نیست.
ولی این افکاری که امروز پیدا شده است که خود اتم حالت فنا و زوال و حدوث دارد، تشعشع دارد و بعد به چیز دیگر تبدیل میشود و بعد دومرتبه تبدیل میشود به چیز دیگر و در این مراحل ترکیبات، اشیاء تعالی و تکامل پیدا میکنند و تکاملها واقعاً تغییر ماهیت است نه اینکه مثل اسباب بازی بچهها صرفاً تغییر سطح ظاهری باشد، این افکار به فلسفه الهی خیلی نزدیکتر است.
- بله، آن فیزیک ذرهای و اتمی قرن نوزدهم خودش را منطبق کرده بود بر همان فلسفه ذیمقراطیس.
استاد: بر فلسفه ذیمقراطیس منطبق کرده بود ولی بعد شکست خورد.
- بله.
استاد: اینها علیرغم این گرد و خاکی که میکنند خیلی به فلسفه الهی نزدیک میشوند؛ یعنی خودشان در جهت شکست ماتریالیسم قدم بر میدارند.
- بله، یعنی این حرفها که به «کیفیت» یک حیثیت مستقل میدهند با ابتنای بر ماتریالیسم جور درنمی آید.
استاد: «جور درنمی آید» یک مطلب است، اینها چنین حرفی را دارند مطلب دیگری است.
- درست است؛ منظورم همین تناقض درونیاش بود.
استاد: به هرحال ما از بحث خودمان خیلی دور شدیم.