مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥ - اعتباری بودن مواد ثلاث
عقلا باشد که مثلًا ما امروز اعتبار کردهایم که انسان ممکن باشد، فردا اعتبار میکنیم که ممکن نباشد بلکه واجب باشد یا ممتنع باشد، و یا فعلًا اعتبار کردهایم که ذات حق واجب باشد بعد اعتبار میکنیم که واجب نباشد. واضح است که وجوب و امکان و امتناع، اعتباری به این معنا نیست؛ جای احتمالش هم نیست.
حال که اینطور نیست پس ما چه نحوه وجودی برای اینها قائل شویم؟ اگر ما هیچ نحوه وجودی برای اینها قائل نباشیم معنیاش این است که اینها اعتباری به همان معنا هستند که گفتیم، یعنی اعتباری عقلایی و وضع و رفعش به دست انسان است و وهمی محض و قراردادی محض است [١]. در باب مواد ثلاث و اعتباریات.
[١].- یعنی مثل این است که فرض کنیم؟.
استاد: نه، با «فرض» هم فرق دارد. فرض، یک چیزی است که فقط یک شخص برای خودش میکند. منظور ما این گونه فرضی نیست، این فرض فردی و شخصی است.
منظور ما فرض عقلایی و اجتماعی است. فرض عقلایی آن فرضی است که عقلا بنا را بر این گذاشتهاند و قرارداد کردهاند که این فرض را بکنند و آثاری را بر این فرض مترتب کنند.
مثلا در باب زوجیت بعد از آنکه دو نفر صیغه عقدی خواندند یا دفتری را امضا کردند قرار بر این است که اینها زن و شوهر یکدیگر هستند و بین اینها رابطه زوجیت برقرار است. این زوجیت یک عینیتی نیست؛ یعنی از نظر وجود عینی، این دو نفر قبل از اینکه این صیغه را بخوانند و این دفتر را امضا کنند همان بودند که الآن هستند. از نظر وجود عینی هیچ فرق نکرده است، ولی طبق قراردادی که همه اهل این جامعه آن قرارداد را فعلا محترم میشمارند و یا طبق قانونی که آن را محترم میشمارند (مثل قانون شرع) و واضع آن را محترم میشمارند اینها الآن باید احکام زوجیت را بر یکدیگر بار کنند؛ یعنی از این به بعد آنچه که قبلا حرام بود حلال میشود و تکالیفی که قبلا نبود برقرار میشود.
مثلا شرعاً نفقه این زن از این ساعت بر این مرد واجب میشود، و یا احکامی دیگر از این قبیل. اینها قراردادهای اجتماعی است و منظور من از امور قراردادی محض که وضع و رفعش به دست انسان است همین قراردادهای اجتماعی است.
آن فرضهایی که شما میگویید، فرض شخصی و فردی است. مثلا من فرض میکنم که در اینجا مثلثی وجود دارد و در این مثلث خطی از فلان نقطه بر این قاعده مثلث عمود شده است. اینها فرضهای شخصی است نه قرارداد اجتماعی. ولی همه اینها در فرض بودن یکسان هستند.
این اموری که فرضی محض هستند، چه فرض فردی و چه فرض اجتماعی، هیچ نحو وجودی ندارند؛ یعنی آن وجودهایی که ما خواندیم و گفتیم وجود یا محمولی است یا رابط، و وجود محمولی را به تعبیر حاجی گفتیم یا رابطی است یا نفسی، و باز وجود نفسی را به دو نوع تقسیم کردیم، این امور فرضی هیچکدام از این وجودها را ندارند؛ هیچ نحو وجود عینی ندارند.