مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦ - اعتباری بودن مواد ثلاث
فلسفی، مسلم است که چنین نیست. در این مطلب هیچ شکی نیست. پس ما باید ببینیم از آن وجودهایی که در اینجا مطرح شد کدامیک را میتوانیم برای این مواد قائل باشیم. آیا وجود محمولی میتوانیم برایش قائل باشیم یا وجود رابط و اگر وجود محمولی قائل شدیم وجود محمولی نفسی میتوانیم قائل باشیم یا وجود محمولی رابطی؟.
درمیان این احتمالات احتمال اینکه وجود محمولی باشد و رابطی هم نباشد یعنی وجود محمولی نفسی باشد قابل فرض نیست. این احتمال را کسی نداده است و نمیدهد، جای آن هم نیست، چون معنایش این است که وجوب و امکان و امتناع وجودهای محمولی جوهری داشته باشند؛ یعنی درمیان اعیانی که ما در عالم داریم و درمیان اشیاء مادی و مجردی که ما در عالم داریم از قبیل جسم (که یک امر مادی است) و روح (که یک امر غیرمادی است)، یک اعیانی هم داریم به نام وجوب و امکان و امتناع که اینها اگر مادی هستند جزء عناصر این عالمند و اگر روحی هستند در عالم دیگری وجود دارند. نه، این احتمال را کسی نمیدهد و جای احتمالش هم نیست. پس دو احتمال دیگر باقی میماند، یعنی بیش از دو احتمال هم نمیشود داد و بیش از دو نظریه در اینجا وجود ندارد:
١. وجود اینها از نوع وجود رابط باشد یعنی از نوع معنی حرفی باشد.
٢. وجود اینها وجود محمولی باشد ولی وجود محمولی رابطی، یعنی از قبیل وجود اعراض باشد.
حال حاجی در این فصل که تحت عنوان «غررٌ فی أنّها اعتباریة» مطرح کرده است، نحوه وجود این مواد ثلاث را بیان میکند؛ و در ذیل این غرر و با توضیحاتی که در این فصل داده میشود معنی آن شعری که در فصل قبل بود: «قدکان ذاالجهات فی الاذهانِ- وجوبٍ امتناعٍ أو امکانٍ» روشنتر میشود.
میفرماید: «غررٌ فی أنّها اعتباریة». عنوان فصل این است که اینها اعتباریاند و حال آنکه ما گفتیم اینها اعتباری به آن معنا که اساساً هیچ وجود ندارند و قراردادی محض هستند و بسته به فرض فارضاند- چه فرض فردی که فارضش یک فرد و