مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٩ - ورود بحث « اعتبارات ماهیت » در علم اصول
«مطلق و مقید». در بحث «مطلق و مقید» آنجا که میخواهند «مطلق» را تعریف کنند که مطلق چیست و مقید چیست، این بحث فلسفی یعنی «اعتبارات ماهیت» را مطرح میکنند. گمان میکنم (روی تحقیق نمیگویم) که این بحث را آخوند خراسانی مطرح کرده است و شاید قبل از او کسی آن را طرح نکرده است. البته قسمتی از «اعتبارات ماهیت» در علم اصول در بحث «مشتق» مطرح شده است (که در جای خود بحث خواهیم نمود) و آن به یک معنا به اعتبارات ماهیت که در اینجا میگوییم مربوط نیست، به یک مسأله دیگر از مسائل ماهیت مربوط است که بزودی به آن خواهیم رسید.
اعتبارات ماهیت به صورت تقسیمات ماهیت بیان شده است؛ یعنی هر ماهیتی چند قسم است. البته تعبیر حاجی این نیست که ماهیت چند قسم است، تعبیر حاجی این است که ماهیت چند جور اعتبار دارد. حال ما به همان تعبیرِ چند قسم بگوییم، برای اینکه آسانتر است.
میگویند ماهیت بر سه قسم است: یا مخلوطه است، یا مطلقه است و یا مجرده؛ و در تعبیر دیگر: ماهیت یا لابشرط است، یا بشرطلاست و یا بشرط شیء. لابشرط همان مطلقه میشود، بشرط لا همان مجرده، و بشرط شیء همان مخلوطه.
یک ماهیت را اگر با یک امر غیرخودش (هرچه میخواهد باشد، وجود یا غیر وجود) در نظر بگیریم، در عالم واقع یکی از دو وضع را بیشتر ندارد: یا آن حالت را دارد و یا آن حالت را ندارد. جسم را [در نظر] بگیرید با بیاض. جسم در عالم واقع و عین یا ابیض است و یا ابیض نیست، دیگر شق سوم ندارد. یک ماهیت یا موجود است و یا موجود نیست، انسان یا موجود است و یا موجود نیست، شق سوم ندارد.
اما ماهیت در حالی که در خارج، یکی از این دو قسم را بیشتر ندارد، سه جور اعتبار میشود؛ یعنی شما ماهیت را سه جور میتوانید در ذهن خودتان لحاظ کنید: یکی اینکه ماهیت را به شرط آن قید لحاظ کنید؛ مثلًا جسم ابیض، جسم به شرط بیاض.
دیگر اینکه ماهیت را به شرط عدم آن قید، مثلًا جسم را به شرط عدم بیاض لحاظ کنید و بگویید جسم غیر ابیض و یا بگویید انسانِ غیر موجود، انسان معدوم. و سوم اینکه آن را مطلق اعتبار کنید و بگویید جسم، خواه ابیض باشد و خواه ابیض نباشد.
پس در خارج جسم نسبت به بیاض دو حالت بیشتر ندارد: یا دارای بیاض است و یا دارای بیاض نیست، ولی ذهن آن را سه جور اعتبار میکند: یک وقت آن