مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٠ - ورود بحث « اعتبارات ماهیت » در علم اصول
را اعتبار میکند با بیاض، یک وقت اعتبار میکند با عدم بیاض، و یک وقت اعتبار میکند به طورمطلق یعنی اعم از اینکه بیاض داشته باشد یا بیاض نداشته باشد. البته چون این مطلب را در مفردات بیان کردم زیاد قابل تصور نیست، ولی اگر در ضمن یک جمله گفته شود مطلب روشنتر است.
گاهی انسان فلان صفت خاص را دارد مثلًا حریص است. یک وقت شما میگویید انسانِ جاهل حریص است، یک وقت میگویید انسان غیر جاهل حریص است، و یک وقت میگویید انسان مطلقاً (چه جاهل و چه غیر جاهل) حریص است. وقتی که شما انسان را موضوع یک حکم قرار میدهید میبینید که سه حالت دارد. مثلًا در مورد انسان عالِم، یک وقت میگویید انسان عالم را اکرام کن، یک وقت عکسش را میگویید یعنی میگویید انسان غیر عالم را اکرام کن، و یک وقت میگویید انسان را اکرام کن بهطور مطلق، انسان مطلق، چه عالم باشد و چه نباشد.
پس ما میبینیم که انسان به عنوان یک ماهیت وقتی که موضوع یک حکم قرار میگیرد سه جور لحاظ دارد: لحاظ به شرط وجود آن قید (در قیاسِ با هر قیدی که در نظر بگیریم)، لحاظ به شرط عدم آن قید، و لحاظ بهطور مطلق، چه آن قید باشد و چه نباشد.
پس ذهن ماهیت را سه جور میتواند لحاظ کند: مطلق، مشروط به وجود آن شیء، مشروط به عدم آن شیء. اگر ماهیت را مشروط به وجود آن شیء لحاظ کنید این را «ماهیت بشرط شیء» میگویند. اگر ماهیت را مشروط به عدم آن چیز لحاظ کنید میگویند «ماهیت بشرط لا» و اگر ماهیت را نه مشروط به وجودش و نه مشروط به عدمش بلکه مطلق لحاظ کنید این را میگویند «ماهیت لابشرط». گاهی هم لابشرط را میگویند «ماهیت مطلقه»، بشرط شیء را میگویند «ماهیت مخلوطه» و بشرط لا را میگویند «ماهیت مجرده». این سه اعتبار بهطور قطع وجود دارد [١].
[١].- خود ماهیت را با این اعتبارات اعتبار میکنیم؟.
استاد: همان خود ماهیت را اعتبار میکنیم.
- نه، مقصودم این است که اینکه ماهیت را تقسیم میکنیم به این یا آن، خود ماهیت را هم اعتبار میکنیم؛ یعنی ماهیت را یک بار بشرط لا، یک بار بشرط شیء، یک بار هم لابشرط تقسیم کردیم، خود ماهیت هم مورد تقسیم قرار گرفته است.
استاد: بسیار خوب، مورد تقسیم قرار بگیرد؛ از حرفتان چه نتیجهای میخواهید بگیرید؟.
- شما میفرمایید ماهیت اشیاء را سه جور تصور میکنیم، یعنی ماهیت این شیء را سه جور ماهیت تصور میکنیم، خود این سه جور را میآوریم سه جور ماهیت فرض میکنیم. این سه جور ماهیت است یک جور ماهیت نیست، یعنی یک جور نیست که سه جور بشود، یک چیز نیست که به سه چیز تقسیم بشود.
استاد: شما برعکس گفتید. اینجا یک مطلبی است که این را بعداً حکما میگویند ولی چون سؤال کردید در اینجا بیان میکنیم. [این بیان در متن آمده است].