مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٨ - بیان نظریه کعبی با تفصیل بیشتر
است. ما میگوییم به سوی گذشته که برویم، عالم و زمان محدود است یعنی تا نامتناهی پیش نمیرود. به سوی آینده هم که برویم آیندهاش محدود است؛ در آینده هم زمان و زمانیات تا نامتناهی پیش نخواهد رفت. این عین همان چیزی است که خود شما در مورد مکان میگویید.
شما میگویید عالم از نظر مکان ابعادش محدود است. آیا در آنجا هیچ وقت میآیید یک چنین اشکالی بکنید که عالم اگر از نظر مکان محدود باشد معنایش این است که تا اینجا وجود مکان است و بعد از آنجا عدم مکان است که بگویید بعد از آنجا باید یک مکانی باشد که عدمش در آن مکان باشد؟ میگویید این حرف موهوم است. چطور شما محدودیت ابعاد مکانی را هرگز به این شکل تفسیر نمیکنید که معنای اینکه ابعاد عالم از نظر مکانی محدود است این است که تا آنجا که عالم امتداد دارد، امتداد دارد و بعد از آنجا یعنی بعد از پایان مکانی، عدم عالم در آن «بَعد» وجود دارد. میگویید آنجا دیگر اصلًا بعدی نیست تا عدم عالم در آن بعد وجود داشته باشد. پس چرا در اینجا میگویید باید قبلی باشد که عدم عالم در آن قبل باشد که آن مستلزم زمان است؟ نه، اصلًا معنای حرف ما که قائل به حدوث زمانی عالم هستیم این است که این عالم همانطور که از نظر ابعاد مکانی محدود است از نظر ابعاد زمانی هم محدود است.
این اشکال بسیار قویی است که غزالی در اینجا مطرح کرده است و اتفاقاً چون این حرف غزالی در متن حرفهای فلاسفه بعد از خودش نیامده است- زیرا این حرف در کتاب تهافت بوده است و شاید چندان مورد توجه نبوده است، لذا در متون حرفهای فلاسفه زیاد مطرح نشده است- باید روی آن بحث کنیم و ببینیم که این اشکال غزالی را روی مبانی فلسفی چگونه میشود جواب داد؛ که البته مطلب جواب دارد و جوابش را بیان خواهیم کرد.
بیان نظریه کعبی با تفصیل بیشتر
پس کعبی که یکی از متکلمین است آمد و در جواب سؤال فلاسفه که: «مرجح حدوث عالم چیست» گفت: «خود زمان»، و گفتیم که در واقع معنای حرف کعبی این است که میگوید: شما گویی مبنای حرف و سؤال و ایراد خودتان را بر این قرار