مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٦ - ٣ قول اشاعره
میگویید مصلحت نیست یعنی برای رسیدن به فلان هدف انجام این کار صحیح نیست. اول باید یک هدفی را درنظر بگیرید. اگر گفتیم برای رسیدن به آن هدف انجام دادن این کار مصلحت است یعنی این وسیلهای است برای رسیدن به آن هدف و اگر گفتیم مصلحت نیست یعنی ما را از آن هدف و مقصد دور میکند. این حرف در درون عالم درست است؛ یعنی بعد از آنکه عالمی خلق شده است و موجود است و یک سلسله امور هست ما میتوانیم بگوییم که مثلًا برای انسان مصلحت اقتضا میکرده است که مثلًا شامّه داشته باشد؛ این در درون عالم درست است. چون عالمی هست و اشیائی هست و سلسله علل و معلولاتی هست میتوانیم بگوییم مصلحت اقتضا میکند که چنین باشد. اما در آن وقتی که غیر از ذات حق هیچ چیزی نیست، عالمی نیست و غیر از ذات او چیزی وجود ندارد معنی ندارد که خلقت عالم پیش بیفتد یاپس بیفتد؛ معنی ندارد که بگوییم مصلحت اقتضا کرده است پس بیفتد یا مصلحت اقتضا کرده است پیش بیفتد؛ در چنین جایی اصلًا مصلحتی نمیتواند فرض شود. پس این نظریه هم مردود است.
٣. قول اشاعره
اشاعره که اساساً ترجیح بلامرجح را جایز میدانند میگویند اصلًا صحبت از مرجح کردن و سخن از «به چه دلیل» و «چرا» به میان آوردن غلط است؛ سخن از «چرا» نباید گفت. حرف اشاعره هم که معلوم است حرف نادرستی است و به قول حاجی اصلًا قابل اعتنا نیست که مورد بحث و ردّ و انکار قرار گیرد ..
تا این مقدار بیان در مورد تبیین و توجیه نظریات متکلمین را [به آسانی] میشود به متکلمین جواب داد؛ ولی در اینجا بیانات قویتری از طرف مدافعین از متکلمین آورده شده است که قویترین آنها همان است که غزالی آورده است و دفاعی از نظریه متکلمین در اینجا کرده است که از این حرفها دقیقتر است و حق این بود که امثال حاجی به اینجا که میرسیدند به دنبال حرف غزالی میرفتند و با او بحث میکردند، چون حرف او خیلی دقیقتر از حرف اشاعره و معتزله و کعبی و امثال اینهاست. فعلًا حرف غزالی باشد تا در درسهای بعد ببینیم که در این زمینه چه گفته