مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٨ - نظریه صدرالمتألهین و حدوث جوهری عالم
کوشش کرده است که به حرفهای غزالی جواب بدهد اما ابن رشد نتوانسته است جواب بدهد. غزالی خیلی دقیقتر و عمیقتر بوده است. ولی درعین حال حرفهای غزالی جواب دارد.
- در این بحث وارد اشکالات کانت نمیشوید؟ یعنی آیا اشارهای نمیکنید به اینکه او مسأله حدوث و قدم را از مسائل جدلی الطرفین میداند؟.
استاد: نه، چرا جدلی الطرفین میداند؟.
- میگوید که شما نه میتوانید یک زمانی را تصور کنید که عالم در آن زمان نیست بوده باشد و نه میتوانید لازمان را تصور کنید؛ یعنی هر طرفش را که درنظر بگیرید شما نمیتوانید تصور کنید.
استاد: این که جدلی الطرفین نمیشود؛ این جدلی از یک طرف شده است ... به مسأله حدوث برمیگردد. بسیار خوب، ما به آن معنا دیگر «حدوث» نمیگوییم.
- بله، یعنی آن وقت طرز بحث ما با کانت باید این باشد که بگوییم ما به حدوثی غیر از حدوث متکلمان قائلیم؛ یعنی بگوییم این ایراد به حدوث مورد نظر متکلمان وارد است.
استاد: بله، اما این که معنای جدلی الطرفین نیست.
- او منظورش این است که هم کسانی که میگویند عالم حادث است میتوانند بر قول خودشان دلیل بیاورند و هم کسانی که میگویند عالم حادث نیست؛ هردو طرف میتوانند دلایل برای حرف خودشان بیاورند.
- هر دو طرف دلایل برای حرف خودشان میآورند اما دلایل باطل میآورند. کانت همینطور است؛ همان دلایل متکلمین را میآورد که باطل است.
استاد: (در پاسخ سؤال ماقبل این سؤال): نه، اینطور نیست. دلیل را که همیشه میآورند.
وقتی مسألهای را میگویند جدلی الطرفین است که هر دو طرف استدلال بلاجواب دارند؛ یعنی هرطرف را که ما بخواهیم بگوییم به مشکل برمیخوریم؛ نه آن را میتوانیم حل کنیم نه این را؛ نه اینکه دو طرفش ...
- نه، او میگوید هر دو طرف به نحوی مسأله را بلاجواب میگذارند.
استاد: میدانم؛ ولی بلاجواب نیست. حالا شما تقریر کنید بحث کانت را تا ببینیم چگونه بلاجواب است. در جلسه بعد آن را مطرح کنید.