مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٢ - نظریه صدرالمتألهین و حدوث جوهری عالم
اینجا به تفصیل بیان کنیم. خلاصه حرفشان این است که چیزی که بخواهد حادث بشود یک زمینه قبلی میخواهد. حادث بدون زمینه قبلی محال است. این درخت میتواند حادث باشد، چون یک زمینه قبلی دارد که مثلًا همان هستهاش و شرایط وجودش باشد. آن هسته هم میتواند حادث باشد چون به یک زمینه قبلی دیگر وابسته است. اما یک شیئی که هیچ زمینه قبلی نداشته باشد محال است که حادث بشود.
این هم یک راه دیگری است برای رد نظریه متکلمین که از طرف فلاسفه بیان شده است که ما وارد بحث آن نمیشویم.
از طرف دیگر فلاسفه میگفتند کلیات عالم، قدیم زمانی است، جزئیات عالم حادث است. «جزئیات» یعنی این شیء، آن شیء ...؛ این شیء بالخصوص، این فرد انسان به عنوان یک امر جزئی حادث است، ولی انسان کلی حادث نیست؛ تا عالم بوده است انسان هم بوده است. این فرد انسان حادث است نه اینکه انسان حادث است. انسان کلی همیشه بوده است ولی افرادش حادث است. کلیات عناصر همیشه بوده است، جزئیات عناصر نبوده است. این آب بالخصوص را ما میتوانیم بگوییم حادث است؛ یعنی این آبی است که یا امسال درست شده یا سال پیش درست شده یا هزار سال پیش یا یک میلیون سال پیش درست شده است، ولی آب همیشه در عالم بوده است. این خاک بالخصوص را میتوانیم بگوییم حادث است ولی خاک بهطور کلی همیشه بوده است. این هوایی را که در این اتاق هست میتوانیم بگوییم حادث است ولی هوا بهطور کلی همیشه بوده است. بعلاوه در مورد افلاک معتقد بودند که افلاک به صورت جزئی هم همیشه بوده است.
پس، از نظر فلاسفه صورتها حادثند و مادهها قدیم؛ جوهرها احیاناً قدیمند؛ (بعضی جوهرها حادثند بعضی قدیم)، ولی اعراض حادثند.
نظریه صدرالمتألهین و حدوث جوهری عالم
صدرالمتألّهین که قائل به حرکت جوهریه شد و ثابت کرد که حرکت به جمیع شراشر عالم نفوذ دارد، از جوهرش و عرضش، همه چیزش در حال جریان و در حال سیلان مستمر است، گفت پس هر چیزی در عالم حتی فلکیات هم دائماً در