مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٣ - اشکال بر نظریه حدوث ذاتی
بنابراین مسأله حدوث ذاتی با این تعبیری که شیخ گفته است و حاجی هم با همان تعبیر ذکر کرده است اشکالش این است که ما این مقدار را قبول داریم که عالم حادث است یعنی عالم وجودش مسبوق است به عدم، ولی بالأخره باید مسبوق باشد به عدم خودش نه به عدم چیز دیگر. بله، ما نمیگوییم که مسبوق است به عدم خودش به سبق زمانی، بلکه میگوییم: مسبوق است به عدم خودش ولو به سبق دیگری؛ ولی آنچه که مسلّم است این است که بالأخره باید مسبوق به عدم خودش باشد. شما ثابت کردید که وجود عالم و وجود هر ممکنی مسبوق است به امکان ذاتی خودش. امکان ذاتی خودش چیست؟ امکان ذاتیاش که عدم خودش نیست.
امکان ذاتیاش عدم اقتضاء وجود است و یا به تعبیر دیگری که خودتان به کار میبرید عدم اقتضاء وجود و عدم اقتضاء عدم است، که گاهی هم تعبیر میکنید به عدم ضرورت وجود و عدم ضرورت عدم [١].
[١].- بالاخره برای این ذات خاص است؛ یعنی وقتی میگوییم عدم ضرورت وجود، مقصود عدم ضرورت وجود این ذات خاص است و نیز وقتی میگوییم عدم ضرورت عدم، مقصود عدم ضرورت عدم این ذات خاص است.
استاد: عدم «ضرورت» است نه عدم «وجود».
- عدم وجود که اعم است.
استاد: شما وقتی که میگویید «امکان» معنی امکان چیست؟.
- معنی امکان عدم الاقتضاء است.
استاد: خوب، وقتی میگویید این شیء ممکن است، آیا میگویید این شیء نیست، یا میگویید اقتضای وجود در این نیست در عین اینکه هست؟.
- میگوییم اقتضای وجود در این نیست.
استاد: بسیار خوب، پس این عدم- یعنی عدمی که عبارت از این امکان باشد- عدم این شیء نیست، عدمی که در مقابل وجودش باشد نیست. شما یک چیزی را باید ثابت کنید که مسبوقیت وجود شیء به عدم خود شیء باشد؛ به هرنحو سبقی هم که شما اثبات کنید ما قبول میکنیم. ولی مسبوقیت وجود شیء به امکان را نمیتوان گفت که مسبوقیت وجود شیء به عدم آن شیء است.
- مگر وجود این شیء الآن وجود مقید نیست؟ مگر وجود این شیء الآن «وجود مع لحاظالعلة» نیست که گفته شیخ در موردش صادق است که: «وله من علته أن یکون أیس»؟.
استاد: خوب، چه نتیجهای میخواهید بگیرید؟.
- این وجود الآن «وجود مع لحاظالعلة» است که باید أن یکون أیس باشد. بنابراین عدم این شیء یعنی اینکه همین وجود مقید را برداریم. پس عدم این شیء یعنی عدم لحاظ علته.
استاد: «عدم لحاظ علته» غیر از امکان ذاتی است. بحث ما بر سر امکان ذاتی است.
- یعنی هذاالشیء من غیر أن یلاحظ مع العلة.
استاد: «من غیر أن یلاحظ مع العلة» مطرح نیست. شما آن امکانی را که لازمه ذات ماهیت است چه میگویید؟ آن عدمی را که قطع نظر از علت لازمه ذات ماهیت است چه میگویید؟ امکانی که لازم ماهیت است تقدم دارد- به حسب تقدم عقلی- بر ایجاب و ایجاد و علت و وجود و وجوب. امکان ذاتی که لازم ماهیت است، بر همه این مراتب تقدم عقلی دارد؛ یعنی عقل در ابتدا ماهیت را طرح میکند، بعد امکانش را طرح میکند و بعد رابطهاش با علت را طرح میکند. بله، اگر مطلب را به تعبیر دیگری- که بزودی به آن اشاره خواهیم کرد- بیان میکردند این اشکال مرتفع میشد.