مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩ - وجود نفسی و وجود رابط
وجود نفسی و وجود رابط
در مقدمه این مطلب که خواستهاند جعل را به جعل تألیفی و جعل بسیط تقسیم کنند آمدهاند یک مقدمهای ذکر کردهاند که اگر این مقدمه را هم ذکر نکرده بودند مطلب روشن و مفهوم بود، ولی به هر حال این مقدمه را ذکر کردهاند [١] و ما هم در اینجا مقداری درباره آن بحث میکنیم. مطالبی که در این مقدمه آمده است خودش مستقلًا در فصل بعد میآید و ما هم تفصیل بیشتر را به آنجا موکول میکنیم.
حاجی میگوید به دلیل اینکه وجود بر دو قسم است: وجود نفسی و وجود رابط (که در متن اشعار به «ربط» تعبیر کرده است ولی خودش آن را تفسیر میکند به «وجود رابط»)، قهراً جعل هم بر دو قسم است: جعل بسیط و جعل تألیفی. پس این، تعریف دیگری است از جعل بسیط و جعل تألیفی: جعل بسیط یعنی جعل وجود نفسی، و جعل تألیفی یعنی جعل وجود رابط [٢].
حال مقصود از وجود رابط و وجود نفسی چیست؟ در اصطلاح این حکما قضایا بر دو قسم است:
بعضی قضیهها «قضیه ثُنائی» است، یعنی قضیه دو جزئی و دو رکنی. این در آنجایی است که موضوع، ماهیت باشد و محمول وجود، مثل اینکه میگوییم:
«انسان موجود است». اینها را «قضایای ثنائیه» میگویند، «قضایای مفاد کان تامّه» میگویند، «قضایای هلیه بسیطه» هم میگویند. اینها اسمهای مختلفی است که روی این نوع از قضایا میگذارند.
[١]. [این مقدمه را حاجی در آغاز بحث جعل آورده است ولی در بحث جعل اسفار چنین مقدمهای ذکر نشده است.][٢]. اینجا که میگوید وجود یا نفسی است و یا رابط، باید بدانیم که اصطلاح «وجود رابط» تا قبل از زمان میرداماد نبوده است. بجای «رابط» کلمه «رابطی» را به کار میبردند، میگفتند وجود یا نفسی است یا رابطی. خود کلمه «رابطی» هم در کلمات حکما یک اصطلاح مبهمی بوده است؛ یعنی وجود رابطی را به نحوی بیان میکردند که به دو امر مختلف گفته میشده و این سبب اشتباه میشده است. بعد برای اولین بار میرداماد در کتاب الافق المبین این دو مطلب را از یکدیگر جدا کرده و اصطلاح «وجود رابط» را در یکی از این دو مورد و اصطلاح «وجود رابطی» را در مورد دیگر به کار برده است که دیگر بعد از او این تفکیک اصطلاح مورد قبول واقع شده است. فرق ایندو خیلی ظریف هم هست که ما فعلا در اینجا ذکر نکرده و به فصل بعد موکول میکنیم.