مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠ - یک شبهه و پاسخ آن
احتیاج به علت ندارد و در این شبهه میگویند: نه، ممکن در حدوث احتیاج به علت دارد ولی در بقا دیگر احتیاج به علت ندارد؛ چرا؟ برای اینکه در حالت بقا فرض این است که معلول موجود شده است؛ اگر این موجود حالا احتیاج به علت داشته باشد معنایش این است که علت بخواهد وجود این موجود را وجود قرار دهد و این تحصیل حاصل است. و به بیان جامعتر: آیا علت در وجودی که قبل از حال بقا حاصل است تأثیر میکند یعنی موجود را موجود میکند یا در وجود جدیدی که میخواهد حادث شود تأثیر میکند یعنی معدوم را موجود میکند؟ اگر شق اول باشد تحصیل حاصل است و اگر شق دوم باشد تناقض است.
جواب این است که شیء اگر بقا داشته باشد وجودش در آنِ قبل با وجودش در آنِ بعد دوتاست، «دو تا» به این معنی که یک وجود متصل ممتد است که مرتبه آنِ اول با مرتبه آن دوم دوتاست، با مرتبه آن سوم سه تاست، با مرتبه آن چهارم چهارتاست. پس علت در وجود جدید تأثیر میکند ولی این وجود جدید استمرار و اتصال همان وجود اول است نه امری منفصل از وجود اول.
عین این مسأله درباب حرکت هم میآید. درباب حرکت یک وقت میگوییم حرکت احتیاج به علت ندارد، و یک وقت میگوییم حرکت در حدوثش احتیاج به علت دارد ولی در بقائش احتیاج به علت ندارد. جواب این است که حدوث و بقا فرق نمیکند. اگر شما بگویید مرتبه اول حرکت احتیاج به علت دارد اما مرتبه دوم احتیاج به علت ندارد چون فرض این است که حرکت موجود است، جواب این است که در آنِ اول مرتبه اول از حرکت موجود است، در آن دوم مرتبه دوم میخواهد موجود شود.
بنابراین وجود اتصالی این شیء احتیاج به علت دارد و درواقع معلول که باقی است علت دائماً درحال فیضان است. نه این است که علت در یک «آن» معلول را ایجاد میکند، بعد دیگر وجود معلول ادامه پیدا میکند. نه چنین است که ایجاد در «آن» صورت میگیرد و وجود در زمان ادامه پیدا میکند. فرض این است که ایجاد و وجود هر دو یکی است، پس همانطور که وجود ادامه دارد ایجاد هم ادامه دارد؛ یعنی بقای وجود یک شیء عین بقای ایجاد یک شیء است. الآن هم عالم به دلیل اینکه باقی است دائماً درحال خلق شدن است. وجود باقی عین ایجاد باقی است.
پس این معنی ندارد که شما خیال کردهاید یک شیء که موجود شد همان شی ءِ