مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١ - پاسخ شبهه فخر رازی درمورد جعل یا علیت
آن مطلب را خوب تصور کند جواب این اشکال خیلی ساده است. درباب جعل گفتهایم که ما دو نوع جعل یعنی دو نوع علیت داریم: جعل بسیط و جعل تألیفی.
جعل بسیط یعنی «جعلُ الشیء» که از نظر دستوری مثل جعل متعدی به واحد است.
جعل تألیفی یا جعل مؤلَّف یعنی «جعلُ شی ءٍ شیئاً». یک وقت الف مجعول است، یجْعَلُ الالف است و یک وقت یجْعَلُ الالف ب است. این دومی را «جعل مرکب» یا «جعل مؤلّف» مینامیم. پس فرق است بین «جعل الشیء» و «جعل شی ءٍ شیئاً».
حال اگر بگوییم جعل به ماهیت تعلق میگیرد، یک وقت علت، جعل انسان میکند و یک وقت جعل الانسان انساناً میکند؛ یعنی جعلی که به ماهیت تعلق میگیرد یک وقت به صورت بسیط است و یک وقت به صورت مرکب. آنچه که نامعقول است این است که جعل ماهیت به نحو مرکب باشد. این است که به نظر شما امری محال میآید. جعل الماهیة ماهیةً امر محال است ولی جعل الماهیة امر معقول است. شما خیال کردهاید علت که میآید ماهیت را ماهیت قرار میدهد، یعنی ماهیت را به نحو مرکب جعل میکند. شما خیال کردهاید العلّة یجعل الماهیةَ ماهیةً، پس باید اول ماهیت وجود داشته باشد تا بعد ماهیت بشود. چیزی که هست که دومرتبه خودش خودش قرار داده نمیشود. و همچنین جعل الوجود وجوداً یعنی جعل وجود به جعل تألیفی هم محال است.
ولی اشتباه شما در غفلت از این نکته است که هم جعل الماهیة به نحو بسیط معنی دارد و هم جعل الوجود به نحو بسیط معنی دارد. پس اینکه شما گفتید که آیا این جعل الماهیة ماهیةً است یا جعل الوجود وجوداً؟ جوابش این است که هیچکدام از اینها نیست. ما اگر درباب جعل قائل به جعل ماهیت بشویم مثل آنهایی که قائل به جعل ماهیت شدهاند میگوییم جعل ماهیت شده است نه جعل الماهیة ماهیةً؛ و اگر قائل به جعل وجود باشیم مثل اصالت وجودیها میگوییم جعل وجود شده است نه جعل الوجود وجوداً. آنچه که محال است این است که جعل الماهیة ماهیةً یا جعل الوجود وجوداً بشود نه اینکه جعل الماهیة یا جعل الوجود بشود.
این جواب مطابق بیانی بود که در اینجا آمده است. مطابق بیانی که ما از خارج میکردیم که آیا موجود موجود میشود یا معدوم موجود میشود، جواب آن بسیار واضح است؛ جواب این است که هیچکدام. شما خیال کردهاید علت وقتی جعل وجود میکند موجود را موجود میکند و یا معدوم را موجود میکند. اینها هر دو