مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣ - تحلیل مسأله علیت
«اخذ»؛ یعنی این اعطا میکند و آن اخذ میکند [١].
پس در آنجا که میگوییم: «زید پول داد به عمرو» مجموع پنج عامل وجود دارد.
اکنون ببینیم وقتی میگوییم: «الف وجود میدهد به ب» آیا در اینجا هم همان پنج عامل میتواند وجود داشته باشد؟ این پنج عامل عبارتند از:
١. عامل الف به عنوان معطی وجود.
٢. عامل ب به عنوان آخذ وجود.
٣. خود عامل «وجود» به عنوان معطی.
٤. عامل اعطا؛ چون فرض این است که این الف است که وجود را به ب داده است.
٥. عامل اخذ.
واضح است که این پنج عامل در اینجا نیست و اصلًا چنین چیزی محال است؛ چرا؟ برای اینکه اگر ما در اینجا عامل معطی داریم که الف است و عامل معطی الیه داریم که ب است و عامل معطی داریم که وجود است، معطی و معطی الیه دو شیء مستقل نیستند. اگر ما معطی و معطی الیه را دو شیء بگیریم پس معطی الیه قطع نظر از معطی عینیت دارد پس علت وجود را به چه چیزی میدهد؟ به چیزی که عینیت.
[١].- در اینجا پنج عامل هست: معطی، معطی الیه، معطی، عمل اعطا و عامل اخذ. آیا عامل اخذ در همان عمل اعطا درج نشده است؟.
استاد: نه؛ اعطا، عمل معطی است و اخذ، عمل معطی الیه. در اموری که هم عرض یکدیگر هستند مطلب از این قرار است که اعطا، عمل معطی است و اخذ، عمل معطی الیه. این دهنده است و آن گیرنده.
- عرض میکنم که آیا هر دو عمل در این عمل اعطا درج نشده است؟.
استاد: نه، هردوی اینها که یکی نیست؛ هردوی اینها دوتاست. این که عرض کردیم چهار عامل و به اعتباری پنج عامل در اینجا وجود دارد برای همین جهت بود که حالا شما نیایید بگویید که در بعضی جاها اخذ و اعطا خیلی با همدیگر مخلوط میشود و یکی میشود. این دیگر چندان مهم نیست.
- در اصول فلسفه چهارتا گفتهاید.
استاد: شاید در آنجا چهارتا گفتهایم، چون در بعضی موارد اخذی وجود ندارد، مثل آنجا که شما به این زمین چیزی میدهید. دیگر در مورد زمین یک عمل اخذی به آن معنا که یک عمل جداگانه باشد تصور نمیشود. از این جهت است که در آنجا عامل اخذ را منظور نکردهایم. آنچه که برای مقصد ما و برای آنچه ما میخواهیم لازم است همین یگانه بودن معطی و معطی الیه و اعطا است. برای اثبات مطلب همین برای ما کافی است